گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

روان‌شناسیِ عشق: عشقِ رمانتیک چیست، چرا شور فروکش می‌کند و عشقِ پایدار از چه ساخته می‌شود؟

عشق از آن مفهوم‌هایی است که همه حسش کرده‌ایم و کمتر کسی می‌تواند تعریفش کند. روان‌شناسی چند پاسخِ مکمل داده است: عشق یک سه‌تایی از شور، صمیمیت و تعهد است؛ عشق یک فرایندِ دلبستگی است؛ و عشق در مغز اثرِ زیست‌شناختیِ مشخصی دارد. این مقاله این دیدگاه‌ها را کنار هم می‌گذارد و می‌گوید چرا شورِ اولیه فروکش می‌کند، آیا این یعنی پایانِ عشق و چه چیزی عشقِ بلندمدت را پایدار می‌کند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

نظریهٔ مثلثیِ استرنبرگ: سه جزءِ عشق

استرنبرگ (۱۹۸۶) عشق را ترکیبی از سه جزء می‌داند: صمیمیت (نزدیکی، گرما، اعتماد، درک‌شدن)، شور (کششِ جسمی و هیجانی، تپش) و تعهد (تصمیم به دوست‌داشتن و ماندن). ترکیبِ این سه، هشت نوع عشق می‌سازد: «شیفتگی» فقط شور است، «دوستی» فقط صمیمیت، «عشقِ تهی» فقط تعهد، و «عشقِ کامل» هر سه.

این چارچوب توضیح می‌دهد چرا دو نفر با «عشق» هم‌خانه‌اند ولی حسِ متفاوتی دارند: یکی شور را گم کرده، دیگری صمیمیت را. و نشان می‌دهد هر جزء را می‌شود تقویت کرد.

عشق به‌عنوانِ دلبستگی

هازان و شیور (۱۹۸۷) عشقِ رمانتیک را فرایندِ دلبستگی دانستند، همان نظامی که کودک را به مراقب می‌بندد. شریکِ عاشقانه در بزرگسالی «پایگاهِ امن» می‌شود: به او نزدیک می‌شویم هنگامِ خطر، و از جدایی از او رنج می‌بریم. سبکِ دلبستگی (ایمن، اضطرابی، اجتنابی) الگویِ عشق‌ورزیِ ما را شکل می‌دهد.

اگر می‌خواهید دقیق‌تر ببینید، مقالهٔ «سبک‌هایِ دلبستگی: راهنمایِ کامل» را بخوانید. عشقِ ایمن، رابطه‌ای است که ترمیم‌پذیر است، نه رابطه‌ای که دعوا ندارد.

عشق در مغز: زیست‌شناسیِ عشقِ رمانتیک

فیشر، آرون و براون (۲۰۰۵) در پژوهشی با تصویربرداریِ مغز، بر افرادِ عاشقِ تازه نشان دادند هنگامِ دیدنِ عکسِ محبوب، نواحیِ پاداشِ مغز (بر پایهٔ دوپامین) فعال می‌شوند، همان سیستمی که با انگیزه و اشتیاق گره خورده. به همین دلیل عشقِ آغازین با تمرکزِ شدید، کم‌خوابی، رؤیاپردازی و انرژیِ زیاد همراه است.

این سیستم برایِ شروعِ پیوند کار می‌کند، نه برایِ همیشه. پس فروکشِ تدریجیِ آن نشانهٔ نقص نیست؛ بخشی از چرخهٔ طبیعی است.

آیا شور تمام می‌شود؟

آسودو و آرون (۲۰۰۹) در مرورِ ۲۵ پژوهش گزارش کردند عشقِ رمانتیکِ بدونِ وسواسِ مرحلهٔ اولیه در بعضی زوج‌هایِ بلندمدت وجود دارد و با رضایت و بهزیستی ارتباط دارد؛ به بیانِ ساده، شورِ شدیدِ اولیه می‌تواند به شوری آرام‌تر تبدیل شود. در بسیاری، شور کم‌رنگ می‌شود چون زندگی، عادت و فاصله‌هایِ عاطفی جایش را می‌گیرند.

پس پرسش درست این نیست «چرا شور رفت؟» بلکه «چه چیزی را از دست داده‌ایم که شور را زنده نگه می‌داشت؟»: تازگی، توجه، لمس و لحظه‌هایِ مشترکِ ویژه. مقالهٔ «کسالتِ رابطه» و «چرا میلِ جنسیِ زوج‌ها کم می‌شود» از این زاویه کمک می‌کنند.

عشق یک احساس است یا یک مهارت؟

هر دو. احساس می‌آید و می‌رود؛ اما رفتارهایِ عاشقانه را می‌شود انتخاب کرد: توجه، گوش‌دادن، قدردانی، ترمیم. گاتمن و سیلور (۱۹۹۹) نشان دادند زوج‌هایِ پایدار، خبری از ظرفیتِ ویژهٔ عشق ندارند؛ آن‌ها «تماس‌هایِ کوچک» را بی‌پاسخ نمی‌گذارند و در دعوا هم احترام را نگه می‌دارند.

این‌جا مفهومِ «زبان‌هایِ عشق» هم کمک می‌کند: هر کس محبت را به شکلِ متفاوتی می‌فهمد و ابراز می‌کند (مقالهٔ «زبان‌هایِ عشق»). محبت‌ورزی به زبانِ طرف مهم‌تر از شدتِ احساس است.

عشق یا بمباران محبت؟

شدتِ عشق همیشه سلامت را نشان نمی‌دهد. شورِ بسیار شدید و سریع، با وعده‌هایِ بزرگ و تعهدِ ناگهانی، گاه نشانهٔ بمبارانِ محبت و الگوی کنترل است (مقالهٔ «بمباران محبت»). عشقِ سالم معمولاً آرام‌تر و قابلِ‌آزمون است: با گذشتِ زمان بیشتر شناخته می‌شود و همراه با احترام به مرزهاست.

همین‌طور اگر در رابطه تحقیر، کنترل یا ترس هست، آن «عشق» دیگر ایمن نیست (مقالهٔ «رابطهٔ سخت یا رابطهٔ سمی؟»).

پنج کار برایِ نگه‌داشتنِ عشق

۱. صمیمیتِ روزانه: گفت‌وگویِ بی‌دغدغه، هر روز. ۲. تازگی: فعالیتِ مشترکِ جدید، به‌ویژه آنچه کمی هیجان دارد. ۳. قدردانی و تحسین: گاتمن نسبتِ ۵ به ۱ تعاملِ مثبت به منفی را پیشنهاد می‌کند. ۴. ترمیمِ سریع: تمامِ دعواها با ترمیم بسته شود. ۵. تعهدِ آگاهانه: در روزهایی که احساس نیست، تصمیم باقی می‌ماند.

این‌ها بی‌ارتباط با «سرنوشت» یا «شانس»اند؛ عشق را می‌شود پرورش داد.

عشق و زبانِ بدن و مغز: چند نکتهٔ عملی

پژوهش‌ها نشان داده‌اند لمسِ محبت‌آمیز، تماسِ چشمی و فعالیت‌هایِ مشترکِ تازه، پیوند و رضایتِ زوج‌ها را بیشتر می‌کنند. حتی تمرین‌هایِ ساده مثل بغلِ شش‌ثانیه‌ای یا چند دقیقه گفت‌وگویِ بی‌گوشی در شب، می‌توانند «تماس‌هایِ کوچک» را زنده کنند. اینها شاید ساده به نظر برسند، ولی با تکرار اثرِ تجمعی دارند.

و اگر شور کم شده، پیش از قضاوتِ «دیگر دوستش ندارم»، یک ماه آزمایشِ جدی بکنید: هر روز یک قدمِ کوچکِ عاشقانه، بدونِ انتظارِ پاسخ، و ببینید حال و رابطه چه می‌شود.

چه زمانی کمکِ حرفه‌ای لازم است؟

اگر عشق به ترس، وابستگیِ دردناک یا کنترل تبدیل شده؛ اگر نمی‌دانید هنوز دوست دارید یا نه؛ یا اگر تلاش‌هایتان برایِ زنده‌کردنِ نزدیکی بی‌اثر مانده، زوج‌درمانی یا درمانِ فردی می‌تواند کمک کند. دورهٔ «زبانِ دلِ رابطه» (EFT) در گُدار گام‌هایی ساده برایِ نزدیکی دارد.

منابع

  1. Sternberg, R. J. (1986). A triangular theory of love. Psychological Review, 93(2), 119–135.
  2. Hazan, C., & Shaver, P. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52(3), 511–524.
  3. Fisher, H., Aron, A., & Brown, L. L. (2005). Romantic love: An fMRI study of a neural mechanism for mate choice. Journal of Comparative Neurology, 493(1), 58–62.
  4. Acevedo, B. P., & Aron, A. (2009). Does a long-term relationship kill romantic love? Review of General Psychology, 13(1), 59–65.
  5. Gottman, J. M., & Silver, N. (1999). The Seven Principles for Making Marriage Work. Crown.

پرسش‌هایِ کوتاه

نظریهٔ مثلثیِ عشق چیست؟

استرنبرگ عشق را ترکیبی از سه جزء می‌داند: صمیمیت (نزدیکی و اعتماد)، شور (کشش جسمی و هیجانی) و تعهد (تصمیم به ماندن). ترکیبِ آن‌ها انواعِ عشق را می‌سازد؛ مثلاً فقط شور «شیفتگی» است و هر سه «عشقِ کامل». این چارچوب نشان می‌دهد کدام جزء را گم کرده‌ایم و می‌توانیم تقویت کنیم.

آیا شورِ عشق همیشه فروکش می‌کند؟

شورِ شدیدِ اولیه، که با سیستمِ پاداشِ مغز گره خورده، معمولاً آرام می‌شود، اما پژوهشِ آسودو و آرون نشان می‌دهد در بعضی زوج‌هایِ بلندمدت عشقِ رمانتیک ادامه می‌یابد، به شکلی آرام‌تر و با صمیمیتِ عمیق‌تر. با تازگی، توجه و لمس می‌شود شور را زنده نگه داشت.

عشق یک احساس است یا یک مهارت؟

هر دو. احساس می‌آید و می‌رود، اما رفتارهایِ عاشقانه مثل توجه، قدردانی، گوش‌دادن و ترمیم را می‌شود انتخاب و تمرین کرد. زوج‌هایِ پایدار «تماس‌هایِ کوچک» را بی‌پاسخ نمی‌گذارند و در دعوا هم احترام را نگه می‌دارند؛ این‌ها مهارت‌اند نه شانس.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

زبانِ دلِ رابطه

برایِ هرکسی در یک رابطه که دوباره و دوباره به همان دعوایِ تکراری می‌رسد، حس می‌کند حرف‌زدن با همسرش به سرزنش تبدیل می‌شود، یا نمی‌داند بعدِ دعوا چطور دوباره نزدیک شود — چه یک‌نفر از زوج این کارگاه را بخواند، چه هردو. این کارگاه جایگزینِ زوج‌درمانیِ عمیق یا مداخله‌ی بحران نیست؛ برایِ رابطه‌ای که خشونت، کنترلِ شدید، یا بی‌وفاییِ فعال در آن هست، بسته‌هایِ تخصصی‌ترِ همین اپ یا یک درمانگر مناسب‌ترند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←