گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

زبان‌هایِ عشق: چرا محبتی که می‌دهید، محبتی نیست که دریافت می‌شود

او هر روز شام درست می‌کند، لباس‌ها را اتو می‌زند، برایتان قرارِ دکتر می‌گیرد. شما می‌گویید: «ولی هیچ‌وقت نمی‌گوید دوستت دارم.» او گیج می‌شود: «مگر همینِ کارها زبانِ دوستت‌دارم نیست؟» هر دو راست می‌گویند — فقط به دو زبانِ متفاوت.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

پنج زبان، یک مقصد

ایدهٔ زبان‌هایِ عشق، بر این فرض بنا شده که آدم‌ها محبت را عمدتاً از یکی از این مسیرها دریافت و درک می‌کنند: کلماتِ تاییدآمیز، زمانِ باکیفیت، دریافتِ هدیه، خدماتِ عملی، و تماسِ بدنی.

نکتهٔ کلیدی این است: هرکس معمولاً محبت را همان‌طور می‌دهد که خودش دوست دارد بگیرد — نه لزوماً آن‌طور که طرفِ مقابل نیاز دارد. کسی که زبانش «خدماتِ عملی» است، با انجام‌دادنِ کارها عشق نشان می‌دهد؛ اگر شریکش زبانش «کلماتِ تاییدآمیز» باشد، همهٔ آن کارها را می‌بیند اما همچنان حس می‌کند چیزی کم است.

چرا این سوءتفاهم این‌قدر رایج است

چون هر دو طرف واقعاً تلاش می‌کنند، و همین باعث می‌شود سوءتفاهم دردناک‌تر شود: «من که دارم همه‌کار می‌کنم، دیگر چه می‌خواهد؟» یا «چرا با اینکه کارهایش را انجام می‌دهم، حس می‌کند دوستش ندارم؟»

این‌جا مشکل کمبودِ تلاش نیست — کمبودِ ترجمه است. محبت فرستاده می‌شود، اما در بندرگاهِ اشتباه پیاده می‌شود.

دو محدودیتِ مهم

اول: این چارچوب جایگزینِ حلِ تعارض‌هایِ عمیق‌تر — بی‌اعتمادی، قدرتِ نابرابر، خیانت — نیست. برایِ آن مسائل، ابزارِ دیگری لازم است.

دوم: هیچ‌کس فقط یک زبان ندارد؛ اغلب ترکیبی از چند زبان‌اند با یکی دو زبانِ غالب. تلاش برایِ چسباندنِ یک برچسبِ واحد به خودتان یا شریکتان، خودش می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

سه قدمِ عملی

۱. زبانِ خودتان را با مشاهده، نه حدس، پیدا کنید. به لحظه‌هایی فکر کنید که واقعاً حسِ دوست‌داشته‌شدن کردید — چه اتفاقی افتاده بود؟

۲. مستقیم بپرسید و مستقیم بگویید. «وقتی برایم وقت می‌گذاری، بیشتر از هر چیزی حس می‌کنم دوستم داری» — جمله‌ای که حدس‌زدن را از رابطه حذف می‌کند.

۳. زبانِ شریکتان را تمرین کنید، نه فقط زبانِ خودتان را. این یعنی گاهی محبت‌نشان‌دادن به روشی که برایتان طبیعی نیست — نه از رویِ اجبار، بلکه چون یاد گرفته‌اید طرفِ مقابل چطور می‌شنود.

وقتی زبانِ عشق در طولِ رابطه تغییر می‌کند

یک اشتباهِ رایج این است که زبانِ عشق را یک‌بار کشف می‌کنند و بعد فراموشش می‌کنند. اما نیازها با گذرِ زمان — به‌ویژه بعدِ رویدادهایِ بزرگِ زندگی مثلِ بچه‌دارشدن، تغییرِ شغل، یا یک دورهٔ سختِ سلامتی — می‌توانند جابه‌جا شوند.

زوج‌هایی که این گفت‌وگو را به یک عادتِ دوره‌ای تبدیل می‌کنند — مثلاً هر چند ماه یک‌بار پرسیدنِ «این روزها بیشتر چه چیزی حالت را خوب می‌کند؟» — معمولاً کمتر در دامِ این سوءتفاهم می‌افتند که «او دیگر مثلِ قبل محبت نمی‌کند»، چون به‌موقع متوجه می‌شوند که نیاز، نه محبت، عوض شده است.

کاربردِ این چارچوب فراتر از رابطهٔ عاشقانه

زبان‌هایِ عشق فقط برایِ زوج‌ها نیست. فرزندی که به آغوش و لمس بیشتر واکنش نشان می‌دهد تا به تعریف‌وتمجید، یا دوستی که با کمکِ عملی بیشتر حسِ حمایت می‌کند تا با پیامِ دلگرمی، همگی همین اصل را در رابطه‌هایِ دیگر نشان می‌دهند.

شناختِ این تفاوت‌ها در خانواده، به‌ویژه بینِ والدین و فرزندان، می‌تواند بسیاری از سوءتفاهم‌هایِ روزمره — «چرا فرزندم حس می‌کند دوستش ندارم با اینکه هر روز برایش کار می‌کنم» — را روشن کند، دقیقاً به همان شکلی که در رابطهٔ عاشقانه روشن می‌کند.

نقدی که باید در نظر داشت

برخی پژوهشگرانِ روان‌شناسی به این چارچوب نقد دارند: شواهدِ علمیِ محکمی برایِ اینکه هر فرد دقیقاً «یک زبانِ غالب» دارد، در دست نیست، و چارچوب بیشتر از پژوهشِ آکادمیک، از مشاهدهٔ بالینی می‌آید. این به‌معنایِ بی‌فایده‌بودنِ آن نیست — به‌معنایِ آن است که بهتر است آن را ابزاری عملی برایِ گفت‌وگو بدانید، نه یک قانونِ علمیِ قطعی دربارهٔ شخصیت.

وقتی هدیه‌دادن با پول‌خرج‌کردن اشتباه گرفته می‌شود

یکی از رایج‌ترین سوءبرداشت‌ها این است که زبانِ «دریافتِ هدیه» را با ولخرجی یکی می‌گیرند. اما هستهٔ این زبان، توجه است، نه قیمت — سنگی که از یک پیاده‌رویِ مشترک برداشته شده، یا یادداشتی که نشان می‌دهد کسی به‌یاد داشته چه چیزی را دوست دارید، دقیقاً همان اثر را می‌گذارد که هدیه‌ای گران‌قیمت. سوءتفاهم دربارهٔ این نکته، گاهی خودش باعثِ فشارِ مالیِ بی‌مورد در رابطه می‌شود.

چرا شنیدنِ زبانِ عشقِ خودتان گاهی سخت‌تر از شنیدنِ زبانِ شریک است

خیلی‌ها راحت‌تر می‌توانند بگویند شریکشان به چه چیزی نیاز دارد تا اینکه بگویند خودشان به چه چیزی نیاز دارند — چون خواستنِ مستقیم، در بسیاری از خانواده‌ها، «زیادی‌خواستن» یا خودخواهی تلقی می‌شده. اگر گفتنِ نیازِ خودتان سخت است، شروع با نوشتنِ آن برایِ خودتان، پیش از گفتنش به شریک، می‌تواند فشارِ اولیه را کم کند.

پرسش‌هایِ کوتاه

زبانِ عشق در طولِ زندگی عوض می‌شود؟

بله، می‌تواند. شرایطِ زندگی — بچه‌دارشدن، بیماری، فشارِ کاری — گاهی نیازِ غالب را موقتاً یا دائمی تغییر می‌دهد. کسی که همیشه زبانش زمانِ باکیفیت بوده، در دورانِ بیماری ممکن است بیشتر از هر چیزی به خدماتِ عملی نیاز داشته باشد. به همین دلیل، پرسیدنِ دوره‌ای از یکدیگر — نه فقط یک‌بار در ابتدایِ رابطه — ارزشمند است.

اگر زبانِ عشقِ من و شریکم کاملاً متفاوت باشد، مشکلی برایِ رابطه پیش می‌آید؟

نه لزوماً. تفاوتِ زبانِ عشق مشکل نیست؛ ندانستنِ آن مشکل است. زوج‌هایی که هر دو زبانِ یکدیگر را می‌شناسند و آگاهانه تمرین می‌کنند به آن زبان محبت بدهند، معمولاً رضایتِ بالایی دارند — حتی وقتی زبانِ طبیعیِ خودشان کاملاً متفاوت باشد.

آیا این چارچوب برایِ رابطه‌هایی که مشکلِ اعتماد دارند هم کار می‌کند؟

زبان‌هایِ عشق برایِ بهبودِ ارتباطِ روزمره مفید است، اما جایگزینِ کارِ لازم رویِ بی‌اعتمادیِ عمیق یا خیانت نیست. در چنین رابطه‌ای، تمرینِ زبانِ عشق می‌تواند مکملِ خوبی برایِ فرایندِ اصلیِ بازسازیِ اعتماد باشد، نه جایگزینِ آن.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

باغچه‌یِ رابطه

برایِ زوجی که مشکلِ خاصی ندارد و فقط می‌خواهد رابطه‌اش را عمیق‌تر کند. اگر بحران یا آسیبی در جریان است، مسیرهایِ دیگرِ گُدار جایِ درست‌تری‌اند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←