گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

غمِ از دست‌دادنِ حیوانِ خانگی: سوگی که جدی گرفته نمی‌شود

اگر حیوانِ خانگی‌تان را از دست داده‌اید و حالتان بدتر از چیزی است که فکر می‌کردید، احتمالاً یک نفر تا حالا به شما گفته «فقط یک حیوان بود، آرام باش». این متن دربارهٔ این است که چرا آن جمله اشتباه است — و چرا سوگِ شما واقعی‌ست، حتی اگر جامعه اسمش را نگذارد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

سوگی که اجازهٔ رسمی ندارد

روان‌شناسِ سوگ، کنت دوکا، مفهومی به‌نام سوگِ محروم‌ازحق ساخت: فقدانی که جامعه آن را به‌رسمیت نمی‌شناسد، مراسمی برایش برگزار نمی‌شود، و مرخصی یا همدلیِ رسمی به آن تعلق نمی‌گیرد. از دست‌دادنِ حیوانِ خانگی، یکی از رایج‌ترین نمونه‌هایِ این نوع سوگ است — کنارِ فقدانِ رابطهٔ عاشقانه پیش از ازدواج، یا سقط، یا مرگِ کسی که رابطه‌تان با او پنهانی بود.

نتیجه‌اش این می‌شود که فردِ سوگوار، علاوه بر خودِ فقدان، باید با ندیده‌گرفته‌شدنش هم کنار بیاید. مرخصیِ کاری برایِ آن وجود ندارد، پیام‌هایِ تسلیت به همان اندازهٔ از دست‌دادنِ انسان نمی‌آیند، و در بدترین حالت، پاسخ همان جملهٔ آشناست: «می‌توانی یکیِ دیگر بگیری.»

چرا این پیوند این‌قدر واقعی است

رابطه با یک حیوانِ خانگی، از نظرِ روان‌شناسیِ دلبستگی، بسیاری از ویژگی‌هایِ یک رابطهٔ دلبستگیِ واقعی را دارد: حضورِ ثابت، تماسِ فیزیکیِ روزانه، و — برایِ خیلی‌ها — بی‌قیدوشرط‌ترین رابطهٔ زندگی‌شان. سگ یا گربه‌تان قضاوتتان نمی‌کند، از روزِ بدتان خسته نمی‌شود، و همیشه هست. این نوع از دسترس‌بودنِ بدونِ چون‌وچرا، در روابطِ انسانی کمیاب است.

برایِ خیلی‌ها، حیوانِ خانگی هم‌زمان چند نقش دارد: همراهی در دوره‌هایِ تنهایی، شاهدِ روزمرگی‌هایِ سال‌ها، و گاهی تنها موجودِ زنده‌ای که در یک دورهٔ سخت — طلاق، مهاجرت، بیماری — ثابت مانده. از دست‌دادنِ او، از دست‌دادنِ همان دوره هم هست.

پژوهش‌هایِ حوزهٔ سوگِ حیوانِ خانگی نشان داده‌اند شدتِ این غم، برایِ بخشِ قابلِ‌توجهی از صاحبانِ حیوانات، با شدتِ سوگِ از دست‌دادنِ یک عضوِ نزدیکِ خانواده قابلِ‌مقایسه است — نه چیزِ کوچک‌تر یا «سبک‌تر».

بارِ اضافه‌ای که فقط در سوگِ حیوانِ خانگی هست: تصمیمِ آسان‌مرگی

بخشِ قابلِ‌توجهی از صاحبانِ حیوانات، در نهایت باید تصمیمِ آسان‌مرگی (اتانازی) بگیرند — یعنی نه‌فقط سوگوارِ فقدان باشند، بلکه خودشان لحظه و شرایطِ آن را انتخاب کنند. این تصمیم، حتی وقتی کاملاً درست و انسانی باشد، معمولاً با نشخوارِ سنگینی همراه می‌شود: زود بود؟ دیر بود؟ رنجش کشید؟

نکتهٔ مهم این است: نشخوار دربارهٔ زمانِ درست، تقریباً همیشه رخ می‌دهد — چه یک هفته زودتر تصمیم بگیرید، چه یک هفته دیرتر. این نشانهٔ اشتباه‌بودنِ تصمیم نیست؛ نشانهٔ سنگینیِ خودِ تصمیم است. معیارِ عملی‌ای که دامپزشک‌ها معمولاً پیشنهاد می‌کنند، نه لحظهٔ دقیق، که کیفیتِ روزهایِ باقی‌مانده است: آیا روزهایِ خوب هنوز بیشتر از روزهایِ بد است؟

بچه‌ها و سوگِ حیوانِ خانگی

برایِ بسیاری از کودکان، مرگِ حیوانِ خانگی اولین مواجههٔ نزدیکشان با مرگ است. اینجا وسوسهٔ بزرگ‌ترها معمولاً محافظت‌کردن است — گفتنِ «رفته پیشِ یک خانوادهٔ دیگر» یا «خوابیده». این دروغ‌هایِ خیرخواهانه بلندمدت هزینه دارند: کودک یاد می‌گیرد به توضیحاتِ بزرگ‌ترها دربارهٔ مرگ اعتماد نکند، درست در سنی که دارد اولین درکش را از مرگ می‌سازد.

توضیحِ ساده و صادقانه — «بدنش دیگر کار نمی‌کرد و مُرد، و دیگر برنمی‌گردد» — همراه با اجازهٔ گریه‌کردن و شاید یک مراسمِ کوچکِ خانگی، به کودک کمک می‌کند اولین سوگش را با ابزارِ درستی تجربه کند، نه با سردرگمی.

حیوانِ دیگری که در خانه مانده

اگر بیش از یک حیوانِ خانگی داشته‌اید، احتمالاً متوجهِ تغییرِ رفتارِ آنی هم شده‌اید که مانده: بی‌قراری، پرسه‌زدن در خانه به‌دنبالِ همراهش، کاهشِ اشتها، یا خوابیدن در جایی که آن یکی می‌خوابید. رفتارشناسانِ حیوانات این را قطعی «سوگ» به‌معنایِ انسانی‌اش نمی‌دانند، اما تغییرِ روال و ساختارِ اجتماعیِ خانه، به‌روشنی رفتارِ حیوانِ بازمانده را هم متأثر می‌کند — و توجهِ بیشتر و روالِ ثابت در آن دوره، هم به او و هم به شما کمک می‌کند.

این دوره، بارِ دوگانه‌ای هم به شما اضافه می‌کند: هم‌زمان که خودتان سوگوارید، باید مراقبِ حیوانِ دیگری هم باشید که او هم دارد با تغییر کنار می‌آید. اجازه‌دادن به خودتان برایِ کندترشدن — نه لزوماً «قوی‌بودن برایِ حیوانِ دیگر» — در این دوره منطقی‌تر است.

چه چیزی واقعاً کمک می‌کند

نامش را سوگ بگذارید، نه چیزِ دیگری. حتی اگر کسی نگفت، شما می‌توانید برایِ خودتان بپذیرید که این یک فقدانِ واقعی است.

آیینِ کوچکِ خودتان را بسازید. چون آیینِ اجتماعیِ رسمی وجود ندارد، خودتان می‌توانید یکی بسازید: دفن‌کردن، نگه‌داشتنِ یک یادگاری، یا حتی فقط یک شبِ مرورکردنِ عکس‌ها.

زمانِ تصمیمِ حیوانِ خانگیِ بعدی را با فشار پر نکنید. «برایِ پرکردنِ خلأ» گرفتنِ حیوانِ تازه، معمولاً هم به آن حیوان و هم به خودتان بی‌انصافی می‌کند — چون مقایسه‌اش می‌کنید با کسی که هنوز سوگش تازه است.

از کسی که این تجربه را می‌فهمد کمک بگیرید، نه لزوماً از کسی که فکر می‌کند «فقط یک حیوان بود». صاحبانِ دیگرِ حیوانات، یا انجمن‌هایِ حمایتیِ آنلاین، معمولاً حسِ تأییدشدن می‌دهند که آدم‌هایِ نزدیکتان — با بهترین نیت هم — نمی‌توانند بدهند.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا سوگِ حیوانِ خانگی‌ام از سوگِ چند سالِ پیشِ یکی از اقوامم عمیق‌تر است؟

شدتِ سوگ با نسبتِ خونی رابطه‌ای ندارد؛ با عمقِ پیوندِ روزمره دارد. اگر با حیوانتان هر روز، سال‌ها، ساعت‌هایِ زیادی گذرانده‌اید، پیوندِ دلبستگی‌تان می‌تواند از پیوند با بعضی آدم‌ها هم قوی‌تر باشد. این مقایسه، نشانهٔ چیزِ غیرِطبیعی در شما نیست.

بعد از اتانازی، چرا هنوز فکر می‌کنم شاید زودتر تصمیم گرفتم؟

چون هیچ لحظهٔ «کاملاً درستی» برایِ این تصمیم وجود ندارد و ذهن به‌طورِ طبیعی دنبالِ نقطه‌ی قطعی می‌گردد. اگر تصمیم را با راهنماییِ دامپزشک و بر اساسِ کیفیتِ زندگیِ حیوان گرفته‌اید، این نشخوار بخشِ طبیعیِ سوگ است، نه شاهدی بر اشتباه‌بودنِ تصمیم.

چند وقت طول می‌کشد تا آماده‌ی حیوانِ خانگیِ تازه شوم؟

زمانِ مشخصی وجود ندارد و فشار برایِ رسیدن به آن هم کمکی نمی‌کند. نشانهٔ آمادگی، نه گذرِ یک بازهٔ زمانیِ خاص، که این است که بتوانید به حیوانِ تازه به‌چشمِ خودش نگاه کنید، نه به‌چشمِ جایگزینِ آن‌که رفته.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ سوگ و فقدان

برایِ کسی که عزیزی را از دست داده — چه هفته‌ی گذشته و چه سال‌ها پیش. اگر مرگ ناگهانی، خشونت‌آمیز یا خودخواسته بوده، این دوره می‌تواند کمک کند اما کافی نیست: آنجا نشانه‌هایِ آسیب هم در کارند و ترتیبِ درمان را باید با درمانگر تعیین کرد.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←