احساسِ ناامنی در رابطه و ساختنِ امنیتِ روانی: ریشهها، نشانهها و راهِ ساختنِ پایگاهِ امن
«مطمئن نیستم دوستم دارد.» «همیشه منتظرِ رفتنش هستم.» احساسِ ناامنی در رابطه میتواند از زخمهایِ قدیمی بیاید، از رفتارِ شریک، یا ترکیبی از هر دو. نظریهٔ دلبستگی میگوید امنیتِ روانی یکی از نیازهایِ بنیادینِ انسان است. این مقاله میگوید ناامنی چیست، چه نشانههایی دارد، چطور میانِ ناامنیِ ریشهای و ناامنیِ ناشی از رفتارِ شریک تمایز بگذاریم و چطور میشود امنیت ساخت.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۳ مهر ۱۴۰۵
امنیتِ روانی یعنی چه؟ پایگاهِ امن
بالبی (۱۹۶۹) نشان داد کودک به مراقبی نیاز دارد که هم «پناهگاهِ امن» (در خطر به او برگردد) و هم «پایگاهِ امن» (برایِ کاوش از آن دور شود) باشد. در بزرگسالی، شریکِ عاشقانه همین نقش را میپذیرد (میکولینسر و شیور، ۲۰۰۷). امنیت یعنی اطمینان به اینکه در نیاز، شریک در دسترس، پاسخگو و درگیر خواهد بود.
پس امنیتِ رابطه یعنی نبودنِ ترس از ترک شدن، نه نبودنِ اختلاف. زوجِ امن هم دعوا میکند؛ فرقش این است که میداند رابطه بعد از دعوا پابرجاست.
نشانههایِ احساسِ ناامنی در رابطه
پرسشِ مدام «دوستم داری؟»؛ حساسیت بالا به نشانههایِ طرد (دیر جوابدادن، لحنِ سرد)؛ حسادت و کنترل؛ ترسِ از فاصله یا برعکس، پرهیز از نزدیکی برایِ دفاع از خود؛ ناتوانی در گفتنِ نیازها از ترسِ رد شدن؛ و تمرکز بر پیشگیری از رها شدن بهجایِ لذتبردن از رابطه.
ناامنی گاهی شکلِ «سردی» دارد، نه «چسبندگی»: فرد برایِ ایمنماندن، عاطفه را عمداً خاموش میکند (مقالهٔ «دلبستگیِ اجتنابی»).
دو منبعِ ناامنی: درون و بیرون
ناامنیِ ریشهای (درونی): از تجربههایِ اولیه (دلبستگیِ اضطرابی یا اجتنابی)، طردهایِ گذشته یا عزتِنفسِ پایین میآید و در هر رابطه فعال میشود حتی با شریکِ قابلِ اعتماد. ناامنیِ موقعیتی (بیرونی): پاسخِ منطقی به رفتارِ شریک: دروغ، پنهانکاری، خیانت، بیثباتی، تحقیر یا تهدید.
تمایزِ این دو حیاتی است: اگر ناامنیِ شما ریشهای است، کار روی خود و دلبستگی کمک میکند. اگر موقعیتی است، «کارکردنِ روی خود» نمیتواند رفتارِ آسیبزا را درست کند و ممکن است شما را خودمقصربین کند (مقالهٔ «گسلایتینگ»).
ناامنی و رفتارهایِ ایمنیطلب
ناامنی ما را به «رفتارهایِ ایمنیطلب» میکشاند: چککردنِ گوشی، بازجویی، درخواستِ اطمینانِ مکرر، کنترلِ رفتوآمد. این رفتارها در لحظه آرام میکنند ولی در بلندمدت ناامنی را تقویت و رابطه را فرسوده میکنند (مقالهٔ «چرخهٔ اطمینانجویی»، «چرا نمیتوانم گوشیِ شریکم را چک نکنم»).
هر بار که اطمینانجویی میکنیم، به مغز میآموزیم که بدونِ آن امن نیستیم. شکستنِ این چرخه یعنی تحملِ کوتاهِ ناامنی بدونِ رفتارِ ایمنیطلب.
چطور امنیت بسازیم؟ برایِ خودمان
۱. شناختِ الگو: سبکِ دلبستگی و ماشهها را بشناسید. ۲. تمایزِ هشدار از واقعیت: «این ترسِ قدیمی است یا شواهدِ امروز؟» ۳. خودآرامسازی: تنفس، لنگرِ حسی، گفتوگویِ مهربانانه با خود. ۴. تحملِ ابهام: بدونِ رفتارِ چک و اطمینانجویی. ۵. ساختنِ پایگاهِ امنِ درونی: رابطههایِ دیگر، علایق و ارزشهایِ مستقل.
دورهٔ «هراسِ رهاشدگی» و «وابستگیِ عاطفی به رابطه» در گُدار جلسههایی دقیقاً برایِ این مهارتها دارند، تا «دلبستگیِ ایمنِ اکتسابی» که تغییر ممکن است.
چطور امنیت بسازیم؟ در رابطه
امنیتِ رابطه با رفتارِ قابلِپیشبینی ساخته میشود: وقتی پیام میفرستم، جواب میآید؛ وقتی ناراحتم، شنیده میشوم؛ وقتی خطا میکنم، ترمیم میشود. «تماسهایِ کوچک» در گاتمن، ترمیمِ پس از دعوا و شفافیت، پایههایِ امنیتاند. فینی و کولینز (۲۰۱۵) در یک مدلِ نظری پیشنهاد کردند حمایت دو کارکرد دارد: «منبعِ قوت» در سختی و «کاتالیزورِ رابطهای» برایِ رشد؛ و ترکیبِ آنها به شکوفایی کمک میکند. این دو را میشود «پناهگاه» و «پایگاهِ رشد» خواند.
گفتنِ مستقیمِ نیاز به شریک («وقتی دیر جواب میدهی، من میترسم. میتوانی اطلاع بدهی؟») بسیار مؤثرتر از آزمودن یا کنترل است. و پس از خیانت، امنیت با شفافیت و ثباتِ رفتاری بازسازی میشود (مقالهٔ «چه چیزی باعث میشود زوج دوباره احساسِ امنیت کند»).
ناامنی در والدگری و خانواده
امنیتِ روانی فقط مالِ رابطهٔ عاشقانه نیست. کودک هم به پایگاهِ امن نیاز دارد: والدی که پاسخگو و قابلِپیشبینی باشد، خطا را ترمیم کند و بین «محبت» و «مرز» تعادل نگه دارد. کودکی که امن بزرگ شود، بیشتر احتمال دارد در بزرگسالی دلبستگیِ ایمن داشته باشد (میکولینسر و شیور، ۲۰۰۷)؛ این پیوستگی متوسط است، نه قطعی.
و اگر خودتان ناامن بزرگ شدهاید، دلبستگیِ ایمنِ اکتسابی ممکن است: از رابطهٔ درمانی یا رابطهای با شریکی پاسخگو.
و به یاد داشته باشید که امنیت یک مقصدِ ثابت نیست؛ هر رابطهای در طولِ زمان بحران دارد، و امنیت یعنی توانِ برگشت به پیوند پس از هر بحران، نه نداشتنِ آن.
چه زمانی کمکِ حرفهای لازم است؟
اگر ناامنی شما را به کنترل، حسادتِ شدید یا ترکِ رابطههایِ خوب میکشاند؛ اگر در رابطهای هستید که رفتارِ شریک ناامنی میسازد و نمیتوانید تصمیم بگیرید؛ یا اگر ناامنی به آسیبهایِ قدیمی برمیگردد، یک روانشناس (بهویژه با رویکردِ دلبستگی یا EFT) کمک میکند.
منابع
- Bowlby, J. (1982). Attachment and Loss: Vol. 1. Attachment (2nd ed.). Basic Books.
- Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2007). Attachment in Adulthood: Structure, Dynamics, and Change. Guilford Press.
- Feeney, B. C., & Collins, N. L. (2015). A new look at social support: A theoretical perspective on thriving through relationships. Personality and Social Psychology Review, 19(2), 113–147.
پرسشهایِ کوتاه
ناامنیِ من از خودم است یا از رفتارِ شریکم؟
از خودتان بپرسید: «آیا این ترس فقط با این شریک است یا در هر رابطهای تکرار میشود؟» اگر در همهجا هست، احتمالاً ریشهایِ دلبستگی یا زخمِ قدیمی در کار است. اگر پاسخی منطقی به دروغ، پنهانکاری، بیثباتی یا تحقیر است، ناامنی موقعیتی است و رفتارِ شریک باید تغییر کند.
چرا چککردنِ گوشی یا اطمینانجویی ناامنی را بدتر میکند؟
چون در لحظه آرام میکند و مغز نتیجه میگیرد «بدونِ این رفتار امن نیستم». رفتارِ ایمنیطلب ناامنی را تقویت و رابطه را فرسوده میکند. شکستنِ چرخه یعنی تحملِ کوتاهِ ناامنی بدونِ آن رفتار و گفتنِ مستقیمِ نیاز به شریک.
امنیتِ روانی در رابطه چطور ساخته میشود؟
با رفتارِ قابلِپیشبینی و پاسخگو: وقتی پیام میفرستم جواب میآید، وقتی ناراحتم شنیده میشوم و وقتی خطا میکنم ترمیم میشود. «تماسهایِ کوچک»، ترمیمِ پس از دعوا و شفافیت پایههایِ آناند. در کنارِ آن کار روی خود (خودآرامسازی و تحملِ ابهام) لازم است.
دورهای مرتبط در گُدار
دورهٔ هراسِ رهاشدگی
برایِ کسی که ترسِ رهاشدن — چه در رابطه، چه بیرون از آن — بیشترِ فکرش را میگیرد؛ مستقل از خیانت یا بحرانِ خاصی. اگر میخواهید بدانید رابطهتان واقعاً سالم است یا نه، دورهٔ «خروج از رابطهی سمی» را هم ببینید؛ اگر مسئله تنهاییِ مزمن است، دورهٔ «تنهایی» مناسبتر است.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع