گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

مرزبندی با خانواده‌یِ همسر: چطور بدونِ قطعِ رابطه، رابطه را سالم کنیم

«مادرم فقط نگرانِ ماست» — جمله‌ای که بارها در جلسه‌های زوج‌درمانی شنیده می‌شود، درست پیش از توصیفِ یک الگویِ دخالتِ مکرر که رابطه را خسته کرده. مرزبندی با خانواده‌یِ اصلی یکی از حساس‌ترین موضوعاتِ زندگیِ مشترک است — چون همیشه با اتهامِ «بی‌احترامی به خانواده» همراه می‌شود، درحالی‌که واقعاً دربارهٔ محافظت از رابطه است.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا مرزگذاری به‌معنایِ قطعِ رابطه نیست

بسیاری از افراد فکر می‌کنند مرزگذاری یعنی فاصله‌گرفتنِ کامل از خانواده — این باور غلط، خودش یکی از دلایلِ اصلیِ اجتناب از این گفت‌وگوست. مرزِ سالم یعنی تعیینِ روشنِ اینکه چه چیزی قابلِ‌قبول است و چه چیزی نیست، درحالی‌که رابطهٔ عاطفیِ اصلی همچنان حفظ می‌شود.

تفاوتِ دخالتِ خوش‌نیت و بدونِ‌مرز

بیشترِ دخالت‌ها از سرِ نیت بد نیستند — یک والد نگران است و می‌خواهد کمک کند. مشکل زمانی شروع می‌شود که این نگرانی به تصمیم‌گیری برایِ زوج، نظردادنِ ناخواسته دربارهٔ فرزندپروری، یا فشارِ عاطفی تبدیل شود، حتی وقتی نیتِ اصلی محبت بوده.

اصلِ کلیدی: هرکس با خانوادهٔ خودش صحبت می‌کند

قانونِ طلایی در بیشترِ زوج‌درمانی‌ها این است: هرکدام از زوجین مسئولِ مرزگذاری با خانواده‌ی خودش است، نه با خانواده‌ی همسر. وقتی همسر خودش مستقیماً با پدر یا مادرِ خودش صحبت می‌کند، احتمالِ پذیرش بیشتر و احساسِ حمله کمتر است.

چرا زوج باید ابتدا با هم هم‌نظر شوند

پیش از مطرح‌کردنِ مرز با خانواده، زوج باید در خلوت روی آن توافق کنند — اگر یکی مرزی تعیین کند بدونِ حمایتِ دیگری، خانواده به‌سرعت این شکاف را حس می‌کند و از آن برای فشار استفاده می‌کند. اتحادِ زوج، قبل از هر گفت‌وگویی با خانواده، شرطِ اولِ موفقیت است.

زبانِ درست برایِ بیانِ مرز

جملاتی مثلِ «ما این تصمیم را گرفتیم و برایمان مهم است که حمایتش کنید» به‌جایِ توضیحِ طولانی و دفاعی، معمولاً مؤثرتر است. توضیحِ بیش‌ازحد، اغلب فرصتی برایِ چانه‌زنی به طرفِ مقابل می‌دهد؛ مرزِ روشن نیازی به توجیهِ مکرر ندارد.

وقتی یکی از زوجین در برابرِ خانواده‌اش ضعیف می‌شود

برخی افراد در حضورِ خانواده‌یِ اصلی‌شان دوباره به نقشِ «فرزند» برمی‌گردند و نمی‌توانند از همسرشان دفاع کنند. این الگو، اگر تکرار شود، همسرِ دیگر را در موقعیتِ تنهایی و بی‌پشتیبانی قرار می‌دهد — و اغلب نیاز به کارِ فردی روی جداسازیِ روانی از خانواده‌یِ اصلی دارد.

فرهنگ و مرزگذاری

در بسیاری از خانواده‌ها، به‌ویژه در فرهنگِ ایرانی، نزدیکیِ زیاد با خانواده‌یِ گسترده ارزشِ مثبت تلقی می‌شود — و این خودش می‌تواند مرزگذاری را دشوارتر کند، چون طرحِ آن گاهی با «بی‌احترامی به سنت» اشتباه گرفته می‌شود. تفکیکِ نزدیکیِ سالم از دخالتِ بی‌مرز، در این بافتِ فرهنگی، نیاز به حساسیتِ بیشتری دارد.

مرزگذاری بعدِ تولدِ فرزند

تولدِ اولین فرزند، یکی از رایج‌ترین لحظاتی است که مرزهایِ ازپیش‌نامشخص با خانواده‌یِ اصلی به‌شدت زیرِ فشار قرار می‌گیرند — نظرهایِ ناخواسته دربارهٔ شیوهٔ فرزندپروری، تقاضایِ حضورِ مکرر، یا مقایسه با روش‌هایِ «قدیمی». توافقِ زودهنگامِ زوج بر سرِ این مرزها، پیش از تولدِ فرزند، از بسیاری تنش‌هایِ اولِ والدینی جلوگیری می‌کند.

وقتی مرزگذاری با احساسِ گناه همراه است

بسیاری از افراد، به‌ویژه در فرهنگ‌هایِ خانواده‌محور، هنگامِ مرزگذاری با والدینِ خود، احساسِ گناهِ شدید تجربه می‌کنند — انگار مرزگذاری برابر است با ناسپاسی. یادآوریِ اینکه مرزِ سالم، درازمدت، رابطه را قوی‌تر می‌کند نه ضعیف‌تر، می‌تواند این احساسِ گناه را کمی سبک‌تر کند.

مرزگذاری در پیام‌رسان‌هایِ خانوادگی

گروه‌هایِ خانوادگی در واتس‌اپ یا تلگرام، محلِ رایجِ دیگری برایِ عبور از مرزها شده‌اند — سؤال‌هایِ مکرر دربارهٔ زندگیِ شخصی، فشارِ پاسخ‌گوییِ فوری، یا اشتراکِ عکس‌هایِ فرزندان بدونِ اجازه. تعیینِ مرزهایِ روشن در این فضایِ دیجیتال هم، به‌اندازهٔ مرزهایِ حضوری اهمیت دارد و اغلب فراموش می‌شود.

ثباتِ مرز، نه فقط بیانِ یک‌باره

بسیاری از افراد یک‌بار مرزی را اعلام می‌کنند، اما وقتی خانواده آن را نادیده می‌گیرد، از ترسِ تنش، کوتاه می‌آیند — و همین ناپایداری، پیامِ «مرز واقعی نیست» را منتقل می‌کند. پایبندیِ آرام و مکرر به مرز، حتی وقتی خانواده در ابتدا مقاومت می‌کند، در بلندمدت مؤثرتر از یک اعلامِ قاطعِ یک‌باره است.

وقتی هر دو طرف باید مرز بگذارند

گاهی هر دو خانواده — خانوادهٔ زن و خانوادهٔ مرد — به‌طورِ همزمان نیاز به مرزِ روشن‌تری دارند. زوجی که این کار را متقارن انجام می‌دهد — یعنی هر دو نفر به همان اندازه با خانواده‌یِ خودش مرز می‌گذارد — معمولاً حسِ انصاف و اتحادِ بیشتری در رابطه‌شان تجربه می‌کند، نسبت به وقتی که فقط یک طرف این بار را به‌تنهایی حمل می‌کند.

مرزگذاری، مهارتی که با تمرین بهتر می‌شود

اولین بارهایِ مرزگذاری معمولاً ناشیانه و پراسترس‌اند — همراه با احساسِ گناه، توضیحِ بیش‌ازحد، یا حتی پشیمانی. این طبیعی است. مثلِ هر مهارتِ دیگری، مرزگذاری با تمرینِ مکرر راحت‌تر و طبیعی‌تر می‌شود، و اضطرابِ اولیه‌اش با گذرِ زمان کم می‌شود.

پرسش‌هایِ کوتاه

چطور بدونِ اینکه به خانوادهٔ همسرم بی‌احترامی کنم، مرز بگذارم؟

قانونِ کلیدی این است: هرکدام از زوجین با خانوادهٔ خودش صحبت می‌کند، نه با خانوادهٔ همسر. وقتی همسر خودش مستقیماً با پدر یا مادرِ خودش مرز می‌گذارد، احتمالِ پذیرش بیشتر و احساسِ حمله کمتر است.

اگر همسرم در برابرِ خانواده‌اش مرز نمی‌گذارد، چه کنم؟

ابتدا در خلوت با هم روی مرز توافق کنید — بدونِ این اتحاد، خانواده به‌سرعت شکاف را حس می‌کند. اگر همسرتان همچنان در حضورِ خانواده‌اش از شما دفاع نمی‌کند، این الگو ممکن است نیاز به کارِ فردیِ او روی جداسازیِ روانی از خانواده‌یِ اصلی داشته باشد.

مرزگذاری با خانواده به‌معنایِ قطعِ رابطه است؟

نه. مرزِ سالم یعنی تعیینِ روشنِ اینکه چه چیزی قابلِ‌قبول است و چه چیزی نیست، درحالی‌که رابطهٔ عاطفیِ اصلی همچنان حفظ می‌شود. هدف محافظت از رابطهٔ زوج است، نه فاصله‌گرفتنِ کامل از خانواده.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

ترکِ مرزگذاری با خانواده‌یِ اصلی

برایِ کسی که هنوز به‌شکلِ سالم از خانواده‌یِ پدری/مادری‌اش جدا نشده، یا زوجی که دخالتِ مداومِ خانواده‌ی اصلیِ یکی از طرفین، تنشِ دائمی به رابطه‌شان اضافه کرده. این دوره دربارهٔ قطعِ رابطه با خانواده نیست — دقیقاً برعکس: هدف، حفظِ رابطه‌ای گرم همراه با استقلالِ سالم است.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←