وقتی فردِ خیانتکننده میگوید: «با او چیزهایی را تجربه کردم که با تو نداشتم»؛ معنا و پاسخ
«با او چیزهایی را تجربه کردم که با تو نداشتم.» شنیدنِ این جمله از همسری که خیانت کرده، از خودِ خیانت هم سنگینتر میتواند باشد. این مقاله میگوید این جمله چرا گفته میشود، چه چیزی از آن را میشود جدی گرفت و چه چیزی را نه، و چطور میتوان بدونِ ویرانی از آن عبور کرد: چه بپرسیم، چه نپرسیم و چگونه گفتوگو کنیم.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۲ مهر ۱۴۰۵
چرا این جمله اینقدر درد دارد
این جمله به دو چیز ضربه میزند: به هویتِ جنسی و عاطفیِ شما («من کم بودم») و به گذشتهی مشترک («پس آنچه داشتیم کمارزش بود»). به همین دلیل بیشترِ افرادِ خیانتدیده بعد از شنیدنش دچارِ فروپاشی میشوند.
دردِ این جمله طبیعی است. ولی لازم نیست آن را «حقیقتِ نهایی» بدانید؛ پیش از هر چیز باید بفهمید چه چیزی گفته شده و چرا.
چرا گفته میشود
دلایلِ احتمالی چند چیز است. گاهی دفاع: فردِ خطاکار برای کمکردنِ شرم، رابطهی زناشویی را کمارزش میکند. گاهی تلافی: در بحرانِ دعوا یا برای مجازات کردنِ پرسشهایِ پیدرپی. گاهی صداقتِ ناشیانه: او واقعاً چیزی حس کرده و نمیداند چطور بگوید. و گاهی واقعاً نیازِ برآوردهنشدهای در رابطه بوده است.
تشخیصِ اینها در لحظه ممکن نیست. به همین دلیل، بهتر است بهجای واکنش فوری، جمله را برای گفتوگویِ بعدی ــ ترجیحاً در جلسهی درمان ــ نگه دارید.
یک نکتهی مهم دیگر: فردِ خطاکار گاهی هنوز درگیرِ «مه ماجرا» است، یعنی حالتی که در آن خاطرات و هیجانِ رابطهی پنهان هنوز تازه و پررنگاند. در این مرحله، جملهای مثلِ «با او چیزهایی داشتم» ممکن است بیشتر بازتابِ هیجانِ هنوز-زنده باشد تا تصمیمی سنجیده. با گذشتِ زمان و قطعِ کاملِ رابطه، معمولاً دیدگاهِ او تغییر میکند، هرچند این تضمین نیست.
آنچه در آن میتواند واقعی باشد
اگر بتوان از دردِ جمله عبور کرد، شاید پشتش یک نیاز باشد: دیدهشدن، تازگی، احساسِ خواستهشدن، آزادی در بیان، لذتِ جنسیِ بیشتر، یا حتی ارتباطِ هیجانیِ عمیقتر. این نیازها واقعیاند و ممکن است در ازدواج سالها نادیده مانده باشند.
اما واقعیبودنِ نیاز، به معنای درستیی خیانت نیست. میشد با شما صحبت کرد، به مشاوره رفت یا تصمیمِ دیگری گرفت. مقالهیِ «علت یا توجیه؟» در «روانشناسیِ خیانت» همین فرق را روشن کرده است.
آنچه در آن واقعی نیست
جملهی «با او چیزهایی داشتم که با تو نداشتم» معمولاً مقایسهای ناعادلانه است: رابطهی پنهان از مسئولیتها و تکرارِ زندگی جداست، و تازگی و رازداری خودشان هیجان میسازند. جزئیاتش را مقالهیِ «آیا رابطهی جنسی با فرد سوم واقعاً بهتر است؟» آورده است.
همچنین این جمله «حکمِ ارزشِ شما» نیست و قرار نیست شما را وادار کند ثابت کنید «کافی» هستید. تلاش برای «بهتر شدن» برایِ پسگرفتنِ او معمولاً بینتیجه است و عزتِ نفس را بیشتر آسیب میزند.
پرسشهایی که کمک میکند
بهجای «او چه چیزی داشت؟» بپرسید: «دقیقاً چه حسی در آن رابطه داشتی؟»، «چه نیازی را برآورده میکرد؟»، «چرا آن را به من نگفتی؟» و «چه چیزی از آن حس را میخواهی در زندگیات داشته باشی؟» این پرسشها به نیاز اشاره میکنند، نه به مقایسهی بدنی و جزئیات.
از پرسیدنِ جزئیاتِ جنسی و مقایسهی جسمی پرهیز کنید؛ مقالهیِ «چرا همسرِ خیانتدیده دائماً به دنبالِ جزئیات میگردد؟» نشان میدهد این جزئیات آرام نمیکند و آسیب را بیشتر میکند.
اگر بخواهید جملهی خود را برای گفتوگو آماده کنید، میتوانید بگویید: «شنیدنِ آن جمله خیلی دردناک بود. میخواهم بفهمم چه نیازی پشتش بود، ولی نمیتوانم مقایسهی بدنی یا جنسی را بشنوم.» این جمله هم حدِ شما را روشن میکند و هم راهی برایِ ادامهی گفتوگو باز میگذارد. اگر دردِ گفتوگو زیاد شد، حقِ توقف دارید.
اگر هنوز دارد گفته میشود
اگر همسرتان بعد از خیانت هنوز این جمله را در دعواها میگوید، این الگوی آسیبزننده است و باید مطرح شود. مسئولیتپذیری یعنی فردِ خطاکار بتواند از «چه حسی داشتم» بگوید، بدونِ آنکه «تو چه نبودی» را به شما بزند.
حقِ شماست که حدی تعیین کنید: «میخواهم دربارهی نیازها حرف بزنیم، ولی مقایسههای جنسی را در جلسهی درمان و با واسطه میشنوم، نه در دعوا.» اگر ادامه یافت، این نشانهای است که درمان یا مرزِ جدیتری لازم است.
اگر شما این جمله را گفتهاید
اگر شما چنین جملهای گفتهاید، احتمالاً در لحظه برای کمکردنِ فشار بوده یا از سرِ ناچاری. بهتر است بهجای دفاع بگویید: «من آن جمله را گفتم و میبینم چه آسیبی زد. میخواهم همان نیاز را به شکلی بگویم که تو را نشکند.»
و بعد، با درمانگر، آن نیاز را بشکافید: چه چیزی را میخواهید؟ چقدر از رابطهی زناشوییتان قابلبازسازی است؟ همین کار نشان میدهد مسئولیت را میپذیرید. جلسهٔ ۵ درمانِ فردِ خیانتکرده، «شنیدنِ بدونِ دفاع»، به همین میپردازد.
پرسشهایِ کوتاه
آیا جملهی «با او چیزهایی داشتم که با تو نداشتم» یعنی من کافی نبودم؟
نه. این جمله حکمِ ارزشِ شما نیست؛ ممکن است از دفاع، تلافی یا ناشیانهگفتنِ یک نیاز بیاید. مقایسه هم ناعادلانه است، چون رابطهی پنهان از مسئولیت و تکرارِ زندگی جداست. بهتر است بهجای مقایسه، دربارهی نیازی که پشتش است گفتوگو شود.
چه بپرسم تا بفهمم منظورش چیست؟
بپرسید: «دقیقاً چه حسی داشتی؟»، «چه نیازی را برآورده میکرد؟»، «چرا به من نگفتی؟» و «چه چیزی از آن را در زندگیات میخواهی؟» از پرسیدنِ جزئیاتِ جنسی و مقایسهی بدنی پرهیز کنید، چون آرام نمیکند و آسیب را بیشتر میکند.
اگر همسرم مدام این جمله را در دعواها تکرار کند چه کنم؟
این الگوی آسیبزننده است و باید در درمان مطرح شود. میتوانید مرز بگذارید که مقایسهها را فقط در جلسهی درمان بشنوید. مسئولیتپذیریِ واقعی یعنی بتواند از «چه حسی داشتم» بگوید، بدونِ آنکه «تو چه نبودی» را به شما بزند.
دورهای مرتبط در گُدار
درمانِ فردِ خیانتدیده
برایِ کسی که خیانت را کشف کرده و همین حالا در آن ایستاده — چه تصمیم به ماندن گرفته باشد، چه به رفتن، چه هنوز نداند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
- درمانِ فردِ خیانتدیده
- جلسهٔ ۵ درمانِ فردِ خیانتکرده — شنیدنِ بدونِ دفاع
- جلسهٔ ۲۶ مسیرِ خیانتدیده — مقایسه با نفرِ سوم و بازسازیِ عزتِنفس
- «من چه کم داشتم؟» پس از خیانت
- چرا همسرِ خیانتدیده دائماً به دنبالِ جزئیاتِ تازه میگردد؟
- عذرخواهی، پشیمانی و مسئولیتپذیری: کدامیک در ترمیمِ اعتماد اهمیت بیشتری دارند؟
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع