گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

مدلِ سه‌مرحله‌ایِ بائوکام در درمانِ خیانتِ زناشویی: تأثیر، معنا، حرکت به جلو

بسیاری از زوج‌ها پس از کشفِ خیانت یا به بحثِ بی‌پایان می‌افتند یا «باید فراموش کنیم» را تنها راه می‌دانند. مدلِ سه‌مرحله‌ایِ بائوکام، گوردون و اسنایدر، که از پرکاربردترین چارچوب‌هایِ درمانِ خیانت است، به‌جایِ این دو، ترتیب می‌دهد: اول ضربه را مهار کنید، بعد بفهمید چرا، و در پایان تصمیمِ آینده را بگیرید.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۱ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

این مدل از کجا آمده است؟

گوردون، بائوکام و اسنایدر در سال ۲۰۰۴ در مجله‌یِ Journal of Marital and Family Therapy مدلی «مرحله‌ای» برایِ بخشش و ترمیمِ پس از خیانت معرفی کردند. بعدها بائوکام، اسنایدر و گوردون آن را در کتابِ Helping Couples Get Past the Affair (۲۰۰۹) به‌صورتِ راهنمایِ بالینی گسترش دادند.

ایده‌یِ اصلی ساده است: خیانت یک «آسیبِ دلبستگی» است و درمانِ آن مثلِ گفت‌وگویِ معمولِ زوجی نیست. پیش از هر کارِ عمیق باید ضربه مهار شود، وگرنه هر جلسه به دعوا تبدیل می‌شود.

مرحله‌یِ اول: تأثیر (Impact)

هدفِ این مرحله مهارِ بحران است، نه تحلیل. فردِ خیانت‌دیده معمولاً میانِ شوک، خشم، بی‌حسی و افکارِ مزاحم نوسان دارد. درمانگر کمک می‌کند هیجان‌ها تنظیم شوند، قواعدِ ایمنی گذاشته شود و گفت‌وگوهایِ داغ در جلسه، و نه در آشپزخانه‌یِ نیمه‌شب، انجام شود.

در همین مرحله پرسشِ «ماجرا تمام شده است؟» باید پاسخِ روشن بگیرد. بدونِ پایان‌دادنِ ارتباط با نفرِ سوم، مراحلِ بعدی معنا ندارد. فردِ خیانتکار هم باید به پرسش‌هایِ منطقی پاسخِ صادقانه بدهد، بی‌آنکه جزئیاتِ تصویری و آزاردهنده را، که فقط زخم را عمیق می‌کند، به‌عنوانِ «شفافیت» تحمیل کنند.

مرحله‌یِ دوم: معنا (Meaning)

وقتی بحران آرام‌تر شد، پرسش از «چه شد؟» به «چرا شد؟» می‌رسد. مدل سه دسته زمینه را بررسی می‌کند: عواملِ مربوط به رابطه (فاصله، تعارضِ حل‌نشده)، عواملِ فردیِ خیانتکار (سبک‌هایِ دلبستگی، اجتناب، فرصت‌طلبی) و عواملِ بافتی (استرس، شرایطِ کاری، شبکه‌یِ اجتماعی).

نکته‌یِ حساس: «فهمیدنِ دلیل» نباید به «توجیه» یا «تقسیمِ مسئولیت» بدل شود. مسئولیتِ انتخابِ خیانت با کسی است که آن را انجام داده؛ رابطه تنها زمینه را روشن می‌کند. اگر این تفکیک رعایت نشود، فردِ خیانت‌دیده دوباره سرزنش می‌شود.

مرحله‌یِ سوم: حرکت به جلو (Moving On)

این مرحله درباره‌یِ بخشش، ترمیمِ اعتماد و تصمیمِ آینده است. مدل بخشش را «وظیفه» نمی‌داند، فرایندی می‌داند که به فهمِ ماجرا، پاسخگویی و ترمیمِ رفتاری وابسته است. هدف می‌تواند ادامه‌یِ رابطه باشد، یا جدایی با کمترین آسیب؛ مدل به‌خودیِ خود «حفظِ رابطه» را پیروزی نمی‌داند.

شواهد چقدر محکم است؟

شواهد امیدوارکننده است اما باید دقیق گفته شود. اتکینز، الدریج، بائوکام و کریستنسن (۲۰۰۵) نتایجِ زوج‌درمانیِ یکپارچه‌نگر را برایِ ۱۹ زوج از ۱۳۴ زوجِ پژوهش بررسی کردند که خیانت داشتند؛ نتایج در آن گروه امیدبخش بود، اما نمونه کوچک است. مرورِ آلن و همکاران (۲۰۰۵) هم نشان می‌دهد پژوهشِ کنترل‌شده در این حوزه هنوز محدود است.

پس برداشتِ درست این است: مدلِ سه‌مرحله‌ای چارچوبی بالینیِ منسجم و پرکاربرد است، نه روشی که اثرش با کارآزماییِ بزرگ و قطعی ثابت شده باشد. درمانگرِ خوب این تفاوت را صادقانه با شما در میان می‌گذارد.

این مقاله جایگزینِ درمان نیست. اگر خیانتِ همسر را تازه کشف کرده‌اید و بحران شدید است، نخست با یک درمانگر صحبت کنید.

اشتباهاتِ رایج در به‌کارگیریِ این مدل

رایج‌ترین اشتباه این است که مراحل را مثلِ برنامه‌یِ زمان‌بندی‌شده ببینیم و بخواهیم هرچه زودتر از مرحله‌یِ تأثیر «عبور کنیم». مدل زمانِ مشخصی برایِ هر مرحله وعده نمی‌دهد و سرعتِ پیشرفتِ هر زوج متفاوت است. اگر یکی از طرفین هنوز در شوک است، فشار آوردن برایِ گفت‌وگو درباره‌یِ معنا معمولاً فقط دفاع و دعوا می‌آورد. اشتباهِ دیگر این است که فردِ خیانتکار مرحله‌یِ معنا را فرصتی برایِ توضیح‌دادنِ دلایل و کاستن از سنگینیِ مسئولیتِ خودش بداند. در این صورت فردِ آسیب‌دیده احساس می‌کند دوباره شنیده نمی‌شود.

اگر در میانه‌یِ راه گیر کرده‌اید، چند پرسش کمک می‌کند: آیا هنوز هر گفت‌وگو به بحران ختم می‌شود؟ آیا قواعدِ ایمنیِ جلسه در خانه هم رعایت می‌شود؟ آیا یکی از شما احساس می‌کند مسئولیت ناعادلانه تقسیم شده است؟ پاسخِ «بله» به معنایِ شکست نیست؛ اغلب نشان می‌دهد باید چند قدم به مرحله‌یِ قبل برگردید و با درمانگر درباره‌یِ ریتمِ کار حرف بزنید. تضمینی برایِ نتیجه وجود ندارد، اما مرورِ صادقانه‌یِ همین نقطه‌ها معمولاً مسیر را روشن‌تر می‌کند.

این مدل در جلسه‌ها چه شکلی دارد؟

در عمل، جلسه‌ها ساختار دارند. درمانگر معمولاً جلسه را با مروری بر هفته آغاز می‌کند: چه اتفاقی افتاد، چه محرکی فعال شد، و چگونه با آن کنار آمدید. سپس موضوعِ مشخصی انتخاب می‌شود و تمرینِ هفته تعیین می‌شود. این ساختار جلوی «جلسه‌هایِ بی‌پایانِ مرور» را می‌گیرد.

اگر محرک‌ها شدید باشند، مثلاً دیدنِ نامِ نفرِ سوم، گوشیِ همسر یا مکانی خاص، درمانگر تکنیک‌هایِ مقابله را آموزش می‌دهد: مکثِ زمان‌دار، بیانِ نیاز به‌جایِ حمله و بازگشت به جلسه‌ی مشترک برایِ گفت‌وگو. هدف این است که محرک‌ها را «مدیریت» کنید، نه اینکه برای همیشه از آن‌ها بگریزید.

نکته‌یِ آخر: مراحل همیشه خطی نیستند. ممکن است در میانِ مرحله‌یِ معنا، با کشفِ اطلاعاتِ تازه دوباره به مرحله‌یِ تأثیر برگردید. این پسرفت نیست؛ بخشِ طبیعیِ مسیر است و مدل برایِ آن پیش‌بینی دارد.

منابع

  1. Gordon, K. C., Baucom, D. H., & Snyder, D. K. (2004). An integrative intervention for promoting recovery from extramarital affairs. Journal of Marital and Family Therapy, 30(2), 213–231.
  2. Baucom, D. H., Snyder, D. K., & Gordon, K. C. (2009). Helping Couples Get Past the Affair: A Clinician's Guide. Guilford Press.
  3. Atkins, D. C., Eldridge, K. A., Baucom, D. H., & Christensen, A. (2005). Infidelity and behavioral couple therapy. Journal of Consulting and Clinical Psychology, 73(1), 144–150.
  4. Allen, E. S., et al. (2005). Intrapersonal, interpersonal, and contextual factors in engaging in and responding to extramarital involvement. Clinical Psychology: Science and Practice, 12(2), 101–130.

پرسش‌هایِ کوتاه

مدلِ سه‌مرحله‌ایِ بائوکام چند جلسه طول می‌کشد؟

عددِ ثابتی ندارد. مراحل به‌ترتیب پیش می‌روند و زمانشان به شدتِ بحران، همکاریِ دو طرف و حضورِ مشکلاتِ دیگر بستگی دارد. معمولاً مرحله‌یِ تأثیر کوتاه‌تر از مرحله‌یِ معناست و درمانگر بر پایه‌یِ پیشرفت، نه شمارِ جلسه، به مرحله‌یِ بعد می‌رود.

آیا فهمیدنِ دلیلِ خیانت یعنی توجیهِ آن؟

خیر. مرحله‌یِ معنا زمینه‌ها را روشن می‌کند، اما مسئولیتِ انتخاب با فردی است که خیانت کرده است. اگر درمانگر این تفکیک را رعایت نکند و فردِ خیانت‌دیده سرزنش شود، درمان دچار مشکل می‌شود و باید اصلاح شود.

آیا این مدل اثرش ثابت شده است؟

شواهد امیدوارکننده است اما محدود. نمونه‌هایِ مطالعاتی کوچک بوده‌اند و پژوهشِ کنترل‌شده‌یِ بزرگ کم است. پس آن را چارچوبی بالینیِ منسجم بدانید، نه روشی با اثباتِ قطعی، و انتظارِ واقع‌بینانه از نتیجه داشته باشید.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژه‌ی دانشجویانِ ارشد و دکتری)

برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روان‌شناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که می‌خواهند درمانِ خیانت را مرحله‌به‌مرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←