گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

بی‌اعتمادی و شکاکیت در رابطه: چرا نمی‌توانم اعتماد کنم و چطور میانِ شهود و اضطراب فرق بگذارم؟

«نمی‌توانم به کسی اعتماد کنم.» «هر حرفش را دو بار بررسی می‌کنم.» بی‌اعتمادی و شکِ مدام می‌تواند نتیجهٔ تجربه‌هایِ واقعیِ آسیب (دروغ، خیانت، رهاشدن) باشد، یا از سبکِ دلبستگی و اضطراب بیاید. تشخیصِ اینکه کدام است سخت اما حیاتی است. این مقاله می‌گوید اعتماد چیست، بی‌اعتمادی از کجا می‌آید، چرا بازرسی آرام نمی‌کند، چطور شهود را از اضطراب جدا کنیم و چطور اعتماد را قدم‌به‌قدم بسازیم.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۴ مهر ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

اعتماد چیست؟

سیمپسون (۲۰۰۷) اعتماد را تمایل به آسیب‌پذیر بودن در برابرِ دیگری می‌داند با این باور که او به نفعِ ما یا دست‌کم بدونِ آسیب‌زدن رفتار می‌کند. هولمز و رمپل (۱۹۸۹) اعتماد در رابطهٔ نزدیک را سه جزء می‌دانند: پیش‌بینی‌پذیری (می‌دانم چه می‌کند)، اتکاپذیری (می‌توانم به او تکیه کنم) و ایمان (باور به نیتِ خوب او حتی در موقعیت‌هایِ جدید).

پس اعتماد یک احساس نیست که ناگهان بیاید؛ ساخته‌شده از تجربه‌هایِ تکرارشونده است (مقالهٔ «اعتماد یک احساس نیست»).

بی‌اعتمادی از کجا می‌آید؟

چهار ریشهٔ رایج: ۱. تجربهٔ واقعیِ نقضِ اعتماد (خیانت، دروغ، رها شدن)، که طبیعی‌ترین ریشه است. ۲. دلبستگیِ ناایمن (اضطرابی یا اجتنابی) که در کودکی یاد گرفته «دیگران قابلِ اتکا نیستند» (میکولینسر و شیور، ۲۰۰۷). ۳. الگوهایِ خانوادگی (والدی که ناپیش‌بینی بود). ۴. اضطراب و تفکرِ فاجعه‌ساز که هر ابهام را تهدید می‌خواند.

تمایزِ مهم: اگر بی‌اعتمادی شما واکنشی به شواهد در همین رابطه است، منطقی است. اگر در همهٔ رابطه‌ها تکرار می‌شود و با شواهد جور درنمی‌آید، احتمالاً الگویِ درونی در کار است.

چرخهٔ بازرسی و شک

شکِ مدام معمولاً با رفتارهایِ «بازرسی» همراه می‌شود: چکِ گوشی، پرسش‌هایِ مکرر، ردیابی، مقایسهٔ حرف‌ها. بازرسی لحظه‌ای آرام می‌کند و بعد شک بیشتر می‌شود، چون مغز یاد می‌گیرد «بدونِ بازرسی امن نیستم»؛ همان سازوکارِ اطمینان‌جویی (مقالهٔ «چرخهٔ اطمینان‌جویی»، «چرا نمی‌توانم گوشیِ شریکم را چک نکنم»).

در دورهٔ «درمانِ بدبینی در رابطه» در گُدار، یک جلسه کامل برایِ «چرخهٔ بازرسی و بازسازیِ شناختی» است. هدفِ این چرخه را شکستن، نه سرزنش، است.

شهود یا اضطراب؟ پنج پرسش

«حس می‌کنم دروغ می‌گوید» همیشه درست یا غلط نیست. پنج پرسش کمک می‌کند: ۱. آیا شواهدِ مشخص و قابلِ‌گفتن دارم، یا فقط یک حسِ مبهم؟ ۲. آیا این حس فقط با این فرد است یا در رابطه‌هایِ دیگر هم می‌آید؟ ۳. آیا بعد از توضیحِ منطقی آرام می‌شوم یا شک به چیزِ دیگری می‌پرد؟ ۴. آیا در موقعیتِ امن و آرام هم همین حس را دارم؟ ۵. آیا کسی بیرون از ذهنِ من (دوست، درمانگر) هم این الگو را می‌بیند؟

اگر پاسخ‌ها به اضطراب اشاره دارد، کار روی اضطراب و دلبستگی لازم است. اگر شواهد واقعی هست، باید با طرف صریح گفت‌وگو کرد (مقالهٔ «شک به خیانتِ همسر: چه کنیم»).

اگر شک بر پایهٔ آسیبِ واقعی است

کسی که خیانت یا دروغ دیده، بی‌اعتمادیِ او نشانهٔ بیماری نیست؛ پاسخِ طبیعیِ سیستمِ هشدار است. بازسازیِ اعتماد در این حالت وظیفهٔ هر دو طرف است: شفافیت، ثباتِ رفتاری و مسئولیت‌پذیریِ طرفِ آسیب‌زننده، و کارِ فردی و صبرِ طرفِ آسیب‌دیده (مقالهٔ «بازسازیِ اعتماد بعدِ خیانت»). گاتمن (۲۰۱۱) اعتماد را حاصل «تنظیمِ متقابل» و تعهدِ پیوسته می‌داند.

در این‌جا «فقط اعتماد کن» توصیهٔ آسیب‌زایی است؛ و «هرگز اعتماد نکن» هم راه‌حل نیست.

اعتمادِ دوباره: قدم‌هایِ کوچک

۱. آزمایش‌هایِ کوچک: اعتماد را در موضوع‌هایِ کم‌ریسک شروع کنید و نتیجه را ببینید. ۲. گفتنِ نیاز: «وقتی دیر جواب می‌دهی، شک می‌کنم؛ می‌توانی خبر بدهی؟» به‌جایِ بازجویی. ۳. تحملِ ابهام: بدونِ بازرسی، چند دقیقه صبر کنید و اضطراب را بپذیرید. ۴. ثبتِ شواهدِ مثبت: هر بار که طرف قابلِ اتکا بود، یادداشت کنید. ۵. کارِ فردی: شناختِ ماشه‌ها، سبکِ دلبستگی و باورهایِ هسته‌ای.

اعتماد حاصلِ تکرارِ تجربه‌هایِ ایمن است؛ زمان می‌خواهد و خطی نیست. و گاهی بی‌اعتمادی نتیجهٔ ماندن در رابطه‌ای است که واقعاً قابلِ اعتماد نیست؛ آن‌جا تصمیمِ رفتن هم مشروع است.

بی‌اعتمادی و خودِ شما

گاهی بی‌اعتمادی به «خودمان» است: «قضاوتم درست نیست». مقالهٔ «اعتماد به قضاوتِ خود پس از خیانت» این را توضیح می‌دهد: بعد از فریب‌خوردن، اعتماد به ادراکِ خود هم آسیب می‌بیند. بازسازیِ آن با نگاه به شواهد و پیش‌بینی‌هایِ درست‌شده ممکن است.

چه زمانی کمکِ حرفه‌ای لازم است؟

اگر شک و بازرسی زندگی یا رابطه‌تان را مختل کرده؛ اگر در همهٔ رابطه‌ها تکرار می‌شود؛ یا اگر ریشه در آسیب‌هایِ قدیمی دارد، با روان‌شناس صحبت کنید. دورهٔ «درمانِ بدبینی در رابطه» و «بازسازیِ اعتماد پس‌ازخیانت» در گُدار مسیرهایِ مرتبط‌اند.

منابع

  1. Rotter, J. B. (1967). A new scale for the measurement of interpersonal trust. Journal of Personality, 35(4), 651–665.
  2. Simpson, J. A. (2007). Psychological foundations of trust. Current Directions in Psychological Science, 16(5), 264–268.
  3. Holmes, J. G., & Rempel, J. K. (1989). Trust in close relationships. In C. Hendrick (Ed.), Close Relationships (pp. 187–220). Sage.
  4. Mikulincer, M., & Shaver, P. R. (2007). Attachment in Adulthood: Structure, Dynamics, and Change. Guilford Press.
  5. Gottman, J. M. (2011). The Science of Trust: Emotional Attunement for Couples. W. W. Norton.

پرسش‌هایِ کوتاه

چطور بفهمم شک و بی‌اعتمادیِ من واقعی است یا از اضطراب؟

چند پرسش: آیا شواهدِ مشخص دارم یا فقط حسِ مبهم؟ آیا این حس در رابطه‌هایِ دیگر هم تکرار می‌شود؟ بعد از توضیحِ منطقی آرام می‌شوم یا شک به چیزِ دیگری می‌پرد؟ اگر پاسخ‌ها به اضطراب اشاره دارد، کار روی اضطراب و دلبستگی لازم است؛ اگر شواهدِ واقعی هست، باید صریح گفت‌وگو کرد.

چرا چک‌کردن و بازرسی آرامم نمی‌کند؟

چون بازرسی در لحظه آرام می‌کند و مغز یاد می‌گیرد «بدونِ بازرسی امن نیستم». آرامشِ کوتاه شکِ بلندمدت را تقویت می‌کند، مثلِ هر رفتارِ اطمینان‌جویی. شکستنِ چرخه یعنی تحملِ چند دقیقه ابهام بدونِ چک و گفتنِ مستقیمِ نیاز به طرفِ مقابل.

بعد از خیانت یا دروغ، بی‌اعتمادیِ من طبیعی است؟

بله. این پاسخِ طبیعیِ سیستمِ هشدار به نقضِ واقعیِ اعتماد است و نشانهٔ بیماری نیست. بازسازیِ اعتماد وظیفهٔ هر دو طرف است: شفافیت، ثباتِ رفتاری و مسئولیت‌پذیری از طرفِ آسیب‌زننده، و کارِ فردی و صبر از طرفِ آسیب‌دیده. «فقط اعتماد کن» توصیهٔ آسیب‌زایی است.

چرا بعد از خیانت شکاک شده‌ام و همه‌چیز را مشکوک می‌بینم؟

چون ذهنِ ضربه‌دیده برایِ محافظت از خودش حساسیت را بالا می‌برد و نشانه‌هایِ مبهم را تهدید می‌خواند. این واکنشِ طبیعی است و با رفتارِ ثابتِ همسر و کارِ درمانی کم می‌شود. اگر شکِ شما به رابطه‌هایِ دیگر و موقعیت‌هایِ بی‌ربط هم کشیده شده یا کارکردتان را مختل می‌کند، درمانِ اضطراب یا بی‌اعتمادی لازم است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ درمانِ بدبینی در رابطه

برایِ کسی که شک و حسادت زندگی‌اش را گرفته، بدونِ اینکه خیانتِ اثبات‌شده‌ای در کار باشد. اگر خیانت واقعاً رخ داده، دوره‌هایِ پس‌ازخیانت جایِ درست‌ترند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←