گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

اختلالاتِ کارکردِ جنسی: وقتی موضوع کارکرد است، نه قضاوت

این حوزه، در گفت‌وگویِ روزمره، بیشتر از هر حوزه‌ی دیگرِ این مجموعه در معرضِ شرم، سکوت یا مقایسه است. زبانِ بالینی، عمداً زاویه‌ی دیگری می‌گیرد: نه ارزیابیِ «طبیعی‌بودن» یا «کافی‌بودن» یک فرد، بلکه توصیفِ الگویی پایدار در کارکرد که رنجِ واقعی برایِ خودِ فرد یا رابطه‌اش می‌سازد. این متن، با احتیاطِ بیشتری نسبت به بقیه‌ی این مجموعه نوشته شده، شش تشخیصِ شناخته‌شده در این حوزه را از زاویه‌ی کارکرد، نه تفصیل، معرفی می‌کند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۷ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا این حوزه به لحنِ متفاوتی نیاز دارد

برخلافِ بسیاری از تشخیص‌هایِ روانی، این حوزه به‌سادگی می‌تواند از یک موضوعِ بالینی به ابزارِ قضاوت یا مقایسه تبدیل شود — چیزی که هم برایِ فرد و هم برایِ رابطه‌اش هزینه‌ی واقعی دارد. به همین دلیل، در این متن به‌جایِ هر توصیفِ تفصیلی، تنها به سطحِ کارکرد، تداوم و رنجِ همراهِ آن پرداخته می‌شود — همان چیزی که ارزیابیِ بالینی هم به آن توجه می‌کند.

در طبقه‌بندیِ بالینی (DSM-5)، اختلالِ کارکردِ جنسی یعنی الگویی پایدار و بالینی‌معنادار در یکی از مراحلِ پاسخِ جنسی — میل، انگیختگی، ارگاسم، یا احساسِ دردِ همراهِ نزدیکی — که رنجِ قابلِ‌توجهی ایجاد می‌کند. تنوعِ طبیعیِ افراد در میل یا کارکرد، به‌خودیِ خود، هرگز اختلال نیست.

دو معیاری که یک تفاوت را از یک اختلال جدا می‌کند

معیارِ اول، تداوم و تکرار است: طبقه‌بندیِ بالینی برایِ بیشترِ این تشخیص‌ها، حداقل شش ماه تداوم و بروز در بیشترِ (تقریباً همه‌یِ) دفعاتِ نزدیکی را شرط می‌گذارد. یک یا چند بارِ استثنایی — حتی اگر ناخوشایند باشد — به‌تنهایی به‌معنایِ اختلال نیست؛ بیشترِ آدم‌ها در طولِ زندگی، دست‌کم یک دوره‌ی گذرا را تجربه می‌کنند.

معیارِ دوم، و به‌همان‌اندازه تعیین‌کننده، رنجِ ذهنیِ قابلِ‌توجه است، نه صرفِ فاصله‌داشتن با میانگین یا انتظارِ طرفِ دیگر. کسی که میلِ جنسیِ کمتری دارد اما خودش و رابطه‌اش با آن راحت‌اند، از نظرِ بالینی چیزی برایِ درمان ندارد.

الگوهایِ شناخته‌شده، بسیار خلاصه

این خانواده شش تشخیص را دربر می‌گیرد. در مردان: اختلالِ نعوظ (دشواریِ پایدار در رسیدن به یا حفظِ آماده‌گیِ لازم)، انزالِ زودرس، انزالِ تأخیریافته، و اختلالِ کاهشِ میلِ جنسیِ مردان.

در زنان: اختلالِ علاقه/انگیختگیِ جنسیِ زنان — که طبقه‌بندیِ بالینی، میل و انگیختگی را در یک تشخیصِ واحد ادغام کرده، چون در عمل به‌سختی از هم جدا می‌شوند — و اختلالِ ارگاسمِ زنان، و اختلالِ دردِ تناسلی‌لگنی/نگرانیِ نزدیکی، که در آن، خودِ نزدیکی با دردِ جسمی یا تنشِ عضلانیِ غیرِارادی همراه می‌شود.

هرکدام از این شش تشخیص، مثلِ بقیه‌ی این مجموعه، فقط با ارزیابیِ بالینیِ دقیق قابلِ‌تعیین است؛ فهرستِ بالا برایِ آشنایی نوشته شده، نه خودسنجی.

چرا اول باید علتِ پزشکی بررسی شود

بسیاری از این الگوها ریشه‌ی جسمی یا دارویی دارند — دیابت، بیماریِ قلبی‌عروقی، اختلالِ هورمونی، و به‌ویژه عوارضِ جانبیِ داروهایِ رایج مثلِ برخی ضدافسردگی‌ها یا داروهایِ فشارِخون. به همین دلیل، ارزیابیِ بالینیِ استاندارد تقریباً همیشه با بررسیِ پزشکی (اورولوژی یا زنان‌وزایمان، و گاه غدد) آغاز می‌شود، پیش از آنکه به علتِ روانی پرداخته شود.

نکته‌ی دوم، تفکیکِ موقعیتی از فراگیر و مادام‌العمر از اکتسابی است: آیا این الگو فقط با یک شریکِ خاص یا در شرایطِ خاص رخ می‌دهد، یا همیشه؟ از ابتدایِ فعالیتِ جنسی وجود داشته یا پس از دوره‌ای بدونِ مشکل شروع شده؟ این دو تفکیک، مستقیماً مسیرِ ارزیابی و درمان را تعیین می‌کنند.

چرا ذهن، رابطه و بدن اینجا از هم جدا نیستند

حتی وقتی علتِ پزشکی رد یا درمان شده باشد، عواملِ روانی و رابطه‌ای معمولاً با آن درهم‌تنیده‌اند. یک تجربه‌ی دشوار می‌تواند اضطرابِ پیش‌بینانه بسازد؛ همین اضطراب، احتمالِ تکرارِ همان دشواری را بالا می‌برد — چرخه‌ای که خودش را تقویت می‌کند و از خودِ علتِ نخستین ماندگارتر می‌شود.

بافتِ رابطه هم اثر دارد: تعارضِ حل‌نشده، گلایه‌ی انباشته، یا سوءتفاهم دربابِ انتظارِ طرفِ مقابل، اغلب همراهِ این الگوها دیده می‌شود. پیام‌هایِ فرهنگی یا خانوادگیِ متفاوت دربابِ این موضوع هم می‌توانند لایه‌ای از شرم یا سکوت اضافه کنند که مراجعه‌ی به‌موقع را دیرتر می‌کند — نکته‌ای که ارزشِ گفتن دارد، بدونِ قضاوت.

چیزی که این متن دربابِ آن صحبت نمی‌کند

طبقه‌بندیِ بالینی، دو دسته‌ی مستقلِ دیگر هم دارد که این متن عمداً به آن‌ها نمی‌پردازد: ناهمخوانیِ جنسیتی و اختلالاتِ پارافیلیک. این دو، از نظرِ بالینی، ماهیت و چارچوبِ کاملاً متفاوتی دارند؛ آمیختنشان با اختلالاتِ کارکردِ جنسی هم از نظرِ علمی نادرست است و هم می‌تواند به سوءتفاهم دامن بزند.

آنچه در درمان تفاوت می‌سازد

بسته به یافته‌ی ارزیابی، درمان می‌تواند شاملِ رسیدگیِ پزشکی به علتِ زمینه‌ای، رواندرمانیِ فردی — به‌ویژه برایِ اضطرابِ پیش‌بینانه یا سابقه‌ی یک تجربه‌ی دشوار — یا کارِ زوج‌محور برایِ بازسازیِ ارتباط و کاهشِ فشارِ متقابل باشد. رویکردهایِ شناختی‌رفتاریِ متمرکز بر اضطرابِ عملکرد، و مداخله‌هایِ ساختاریافته‌ی زوج‌محور، از رویکردهایِ شناخته‌شده‌ی این حوزه‌اند.

نکته‌ی پایانی این است که این حوزه، برخلافِ تصورِ رایج، از شایع‌ترین و درمان‌پذیرترین حوزه‌هایِ سلامتِ روان است — و معمولاً سخت‌ترین قدم، شروعِ گفت‌وگو با متخصص است، نه خودِ درمان.

این متن معرفی است، نه ابزارِ خودتشخیصی یا مقایسه. ارزیابیِ دقیق نیازمندِ بررسیِ مشترکِ پزشکی و روان‌شناختی است. اگر این موضوع رابطه یا حالِ روانی‌تان را رنج‌آور کرده، مراجعه به متخصص — نه سکوت — گامِ درست است.

پرسش‌هایِ کوتاه

این مشکلات چقدر شایع‌اند؟

خیلی بیشتر از آن چیزی که تصور می‌شود، و خیلی بیشتر از آن چیزی که در گفت‌وگویِ روزمره دربابش صحبت می‌شود. بیشترِ آدم‌ها در طولِ زندگیِ جنسی‌شان، دست‌کم یک دوره‌ی گذرا را تجربه می‌کنند. آنچه یک دوره‌ی گذرا را از یک اختلال جدا می‌کند، تداوم و رنجِ همراهش است، نه صرفِ رخ‌دادنش — و همین شیوع، دلیلِ خوبی است برایِ کنارگذاشتنِ شرم، نه دلیلی برایِ نادیده‌گرفتنِ آن.

اگر این الگو فقط با یک شریکِ خاص پیش می‌آید، بازهم اختلال محسوب می‌شود؟

این دقیقاً همان تفکیکِ «موقعیتی از فراگیر» است که در ارزیابیِ بالینی اهمیت دارد. الگویی که فقط در یک رابطه یا شرایطِ خاص رخ می‌دهد و در شرایطِ دیگر دیده نمی‌شود، معمولاً بیشتر به عاملِ روانی یا رابطه‌ای اشاره دارد تا علتِ صرفاً جسمی — و همین سرنخ، مسیرِ ارزیابی را برایِ متخصص روشن‌تر می‌کند.

آیا داروهایِ روان‌پزشکی می‌توانند این مشکلات را ایجاد کنند؟

بله، این یکی از شناخته‌شده‌ترین علت‌هایِ قابلِ‌بررسی است — به‌ویژه گروهی از داروهایِ ضدِافسردگی که اثرِ جانبیِ شناخته‌شده‌ای روی میل یا ارگاسم دارند. با این حال، هرگز خودسرانه دارو را قطع نکنید؛ این موضوع را با روان‌پزشکِ تجویزکننده مطرح کنید تا گزینه‌هایِ جایگزین یا تنظیمِ دوز بررسی شود.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

باغچه‌یِ رابطه

برایِ زوجی که مشکلِ خاصی ندارد و فقط می‌خواهد رابطه‌اش را عمیق‌تر کند. اگر بحران یا آسیبی در جریان است، مسیرهایِ دیگرِ گُدار جایِ درست‌تری‌اند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←