گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

رابطه بعدِ بازنشستگی: وقتی نقش‌هایِ سی‌ساله ناگهان عوض می‌شوند

سی سال، هرکدام برنامهٔ روزانهٔ خودشان را داشتید — کار، مسئولیت‌ها، ساعت‌هایِ جداگانه. حالا، ناگهان، هر دو (یا یکی‌تان) تمامِ روز خانه‌اید. بسیاری تصور می‌کنند این «وقتِ بیشتر با هم» فقط خوب است. برایِ خیلی از زوج‌ها، اولین سالِ بازنشستگی یکی از پرتنش‌ترین دوره‌هایِ رابطه از آب درمی‌آید.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۶ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا این انتقال این‌قدر سخت است

بازنشستگی فقط پایانِ یک شغل نیست — پایانِ یک هویت، یک ساختارِ زمانی، و اغلب یک شبکهٔ اجتماعی است. کسی که سال‌ها بخشِ بزرگی از حسِ ارزشمندی‌اش را از کار می‌گرفت، ممکن است ناگهان با خلأیی روبه‌رو شود که رابطه به‌تنهایی نمی‌تواند پرش کند — و ناخودآگاه، همان انتظار را از شریکش دارد.

چرا شبکهٔ اجتماعیِ بیرونی هم مهم است

خیلی از دوستی‌هایِ دورانِ کار، بعدِ بازنشستگی به‌تدریج کم‌رنگ می‌شوند — دیگر آن هم‌کاریِ روزانه‌ای که رابطه را زنده نگه می‌داشت وجود ندارد. این یعنی رابطهٔ زناشویی، علاوه بر همهٔ نقش‌هایِ قبلی‌اش، ممکن است ناگهان تنها منبعِ تعاملِ اجتماعیِ روزانه شود — فشاری که هیچ رابطه‌ای، هرچقدر هم قوی، به‌تنهایی نباید تحملش کند. حفظ یا ساختنِ دوستی‌هایِ تازهٔ خارج از رابطه، در این دوره اهمیتِ ویژه‌ای پیدا می‌کند.

سلامتِ جسمی، متغیرِ پنهانِ این دوره

بازنشستگی معمولاً با سنینی هم‌زمان است که نگرانی‌هایِ سلامتی هم بیشتر می‌شوند — و رسیدگی به یک بیماریِ مزمن یا کاهشِ توانِ جسمی، خودش می‌تواند بارِ اضافه‌ای به این انتقالِ پیچیده اضافه کند. زوج‌هایی که هم‌زمان با برنامه‌ریزی برایِ فصلِ تازهٔ رابطه، به سلامتِ جسمی و ورزشِ منظم هم توجه می‌کنند، معمولاً انرژیِ بیشتری برایِ سرمایه‌گذاری در رابطه دارند.

تنشِ رایج: فضا و استقلال

بسیاری از زوج‌ها، بعدِ دهه‌ها زندگیِ نیمه‌مستقل، ناگهان با این سؤال روبه‌رو می‌شوند: «چقدر باید همه‌چیز را با هم انجام دهیم؟» یکی ممکن است دنبالِ فعالیتِ مشترکِ دائمی باشد؛ دیگری ممکن است هنوز نیاز به فضایِ مستقل داشته باشد. بدونِ گفت‌وگویِ صریح، این تفاوت می‌تواند به رنجشِ خاموش تبدیل شود.

تقسیمِ کارِ خانه — که ناگهان دوباره باز می‌شود

توافق‌هایِ قدیمی دربارهٔ تقسیمِ کارِ خانه، که سال‌ها بر اساسِ ساعاتِ کاریِ متفاوت شکل گرفته بودند، با بازنشستگی دیگر معنا ندارند — و اغلب هیچ‌کس آگاهانه آن‌ها را بازتعریف نمی‌کند. نتیجه، رنجشِ تدریجی از یک تقسیمِ کاری است که دیگر منطقی نیست ولی هنوز ادامه دارد.

چطور این دوره را به فرصت تبدیل کنیم

گفت‌وگویِ صریح، پیش از بازنشستگی نه بعدِ آن، دربارهٔ انتظاراتِ هرکدام از روزِ مشترک؛ بازتعریفِ آگاهانهٔ تقسیمِ کارها؛ و ساختنِ فعالیت‌هایِ تازه — مشترک و مستقل — که هویتِ پس از کار را شکل دهند. زوج‌هایی که این گفت‌وگو را عمداً پیش می‌برند، اغلب بازنشستگی را نه پایان، که فصلِ تازه‌ای از رابطه تجربه می‌کنند.

وقتی فقط یکی از دو نفر بازنشسته می‌شود

حالتِ خاص و کمتر گفته‌شده: وقتی یکی بازنشسته می‌شود و دیگری هنوز کار می‌کند. اینجا تنشِ دیگری شکل می‌گیرد — فردِ بازنشسته ممکن است احساسِ بی‌مصرفی کند و منتظرِ بازگشتِ شریکش به خانه بماند، درحالی‌که فردِ شاغل هنوز درگیرِ فشارهایِ روزمرهٔ کار است و برایِ همراهیِ دائمی وقت یا انرژی ندارد. این عدمِ‌تقارن نیاز به گفت‌وگویِ صریح دربارهٔ انتظاراتِ واقع‌بینانه از یکدیگر دارد.

چرا هویتِ مستقل از رابطه هم مهم است

زوج‌هایی که بهترین انتقال را به بازنشستگی دارند، معمولاً کسانی‌اند که هرکدام، جدا از رابطه، هدف یا فعالیتِ معناداری برایِ خودشان دارند — نه فقط برایِ پرکردنِ وقت، برایِ حفظِ حسِ هدفمندی. رابطه‌ای که تنها منبعِ معنا در این فصلِ تازه باشد، فشارِ زیادی را تحمل می‌کند که می‌تواند خودش را فرسوده کند.

چرا مشاورهٔ زوجِ پیش از بازنشستگی کمک می‌کند

برخی زوج‌ها، درست همان‌طور که برایِ ازدواج مشاورهٔ پیش‌ازدواج می‌گیرند، یک یا چند جلسه مشاوره پیش از بازنشستگی می‌گیرند تا انتظاراتشان را با هم روشن کنند. این جلسه‌ها معمولاً کمک می‌کنند بسیاری از این تنش‌ها — تقسیمِ کار، فضایِ مستقل، هدفِ روزهایِ تازه — پیش از وقوع مطرح شوند، نه در وسطِ بحرانِ اولین سالِ بازنشستگی.

نقشِ نوه‌ها و خانوادهٔ گسترده

برایِ بسیاری، بازنشستگی هم‌زمان می‌شود با نقشِ تازهٔ پدربزرگ‌ومادربزرگی — که خودش می‌تواند هم منبعِ شادی باشد و هم منبعِ تنشِ تازه، اگر زوج دربارهٔ میزانِ درگیری با نوه‌ها و فرزندانِ بزرگسال توافقِ روشنی نداشته باشند. این هم یکی دیگر از حوزه‌هایی است که ارزشِ گفت‌وگویِ صریح و پیشاپیش را دارد.

جمع‌بندی: بازنشستگی یک انتقال است، نه یک روز

شاید مفیدترین بازتعریف این باشد که بازنشستگی را نه یک رویدادِ یک‌روزه، بلکه یک فرایندِ چندساله ببینید — درست مثلِ هر انتقالِ بزرگِ دیگرِ زندگی. با این نگاه، فراز و فرودهایِ اولیه، شکست نیستند؛ بخشِ طبیعیِ یادگیریِ یک شیوهٔ تازهٔ زندگی‌کردن، در کنارِ هم، هستند.

پرسش‌هایِ کوتاه

چرا بعدِ بازنشستگیِ همسرم، ناگهان احساسِ خفگی می‌کنم؟

این حس رایج است، به‌ویژه اگر پیش از بازنشستگی، هرکدام فضایِ مستقلِ روزانهٔ خودتان را داشتید. راه‌حل، دورشدنِ عاطفی نیست — بازتعریفِ آگاهانهٔ فضایِ مستقل درونِ روالِ تازه است، مثلاً با برنامه‌ریزیِ زمان‌هایِ مشخصِ تنها بودن، به‌جایِ فرض‌کردنِ اینکه بازنشستگی یعنی همیشه با هم.

چطور دربارهٔ تقسیمِ کارِ خانه بعدِ بازنشستگی دوباره صحبت کنیم بدونِ دعوا؟

با این‌که صریح بگویید توافقِ قدیمی بر اساسِ ساعاتِ کاریِ متفاوت بسته شده بود و حالا آن شرایط عوض شده، پس منطقی است دوباره از صفر دربارهٔ آن صحبت کنید — نه به‌عنوانِ اتهام، بلکه به‌عنوانِ بازنگریِ طبیعیِ یک قراردادِ قدیمی.

آیا طبیعی است که بعدِ بازنشستگی، حسِ هویتم را گم کرده باشم؟

کاملاً طبیعی است، به‌ویژه اگر بخشِ زیادی از حسِ ارزشمندی‌تان از شغل می‌آمد. این خلأ را رابطه به‌تنهایی نمی‌تواند پر کند — ساختنِ فعالیت‌ها و علایقِ تازه‌ای که هویتِ مستقلِ شما را در این فصلِ جدید شکل دهند، معمولاً مؤثرتر از انتظار از شریکتان برایِ پرکردنِ این خلأ است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

باغچه‌یِ رابطه

برایِ زوجی که مشکلِ خاصی ندارد و فقط می‌خواهد رابطه‌اش را عمیق‌تر کند. اگر بحران یا آسیبی در جریان است، مسیرهایِ دیگرِ گُدار جایِ درست‌تری‌اند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←