تعهدِ زناشویی چیست؟ تفاوتِ «خواستنِ ماندن» با «نتوانستنِ رفتن»
دو زوجِ بیرونی شبیهاند: هر دو سالهاست با هم زندگی میکنند. اما یکی میماند چون میخواهد و دیگری چون نمیتواند برود. روانشناسی تعهد این دو را از هم جدا میکند و به همین دلیل برایِ درمانِ خیانت مهم است.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دو چهرهیِ تعهد
استنلی و مارکمن (۱۹۹۲) در مقالهای که مبنایِ پژوهشِ بعدی شد، تعهد را به دو بخش تقسیم کردند. «تعهدِ شخصی» یا dedication، میلِ درونی به ادامهیِ رابطه و حسِ «ما» بودن است. «تعهدِ محدودکننده» یا constraint، شامل عواملی است که ترکِ رابطه را پرهزینه میکنند: پیوندهایِ مالی و حقوقی، فرزندان، قضاوتِ اجتماعی و نبودِ جایگزین.
هر دو در عمل وجود دارند و هر دو لزوماً بد نیستند. مشکل زمانی است که فقط محدودیتها مانده باشند: رابطه از بیرون سالم دیده میشود، اما درونش خالی است.
تعهد چطور به خیانت مربوط است؟
پژوهشِ اتکینز، بائوکام و جاکوبسن (۲۰۰۱) روی نمونهیِ ملیِ تصادفی نشان داد که خیانت با عواملی چون نارضایتی از رابطه و فرصت همبسته است. تعهد تنها یکی از متغیرهاست و بهتنهایی پیشبینی نمیکند.
به همین دلیل در درمانِ خیانت، پرسیدنِ «تعهدت چه شکلی است؟» بهجایِ «آیا هنوز مرا دوست داری؟» مفیدتر است. تعهد را میشود عملی کرد: وقت گذاشتن، قراردادن، مرزگذاری، و انتخابِ دوبارهی همسر در تصمیمهایِ روزمره.
بعد از خیانت: تعهد را دوباره تعریف کنید
ممکن است فردِ خیانتکار بگوید «من متعهدم»، اما فردِ خیانتدیده آن را باور نکند. اینجا تعهد باید قابلِ مشاهده باشد: کارهایی که ریسک دارند و بیانگرِ «من انتخابت کردهام» هستند، مثل قطعِ کاملِ ارتباط با نفرِ سوم، حضور در درمان و شفافیتِ پایدار.
برایِ فردِ خیانتدیده هم تعهد پرسشی دارد: «آیا من میخواهم بمانم، یا فقط میترسم بروم؟» پاسخ به این پرسش نیاز به زمان دارد و بهتر است در درمانِ فردی بررسی شود، نه زیرِ فشار.
از تعهد به عمل: چند تمرین
هر دو نفر بنویسند: چه چیزی مرا به این رابطه وصل میکند؟ کدامها از میلِ درونی میآید و کدامها از محدودیت؟ سپس این فهرستها را در جلسهای آرام بخوانند. خودِ همین صداقت، گامی به سوی تعهدِ واقعی است.
یک «عملِ متعهدانهیِ کوچک» را برای هفته انتخاب کنید که با ارزشهایتان همخوان باشد، مثل سپردنِ یک ساعت برای یکدیگر. این رویکرد در درمانِ مبتنی بر پذیرش و تعهد هم دیده میشود.
و صادقانه بپذیرید که گاهی تعهد پایان مییابد. اگر پس از کار کردن، هنوز میلِ درونی به ماندن وجود ندارد، جدایی با احترام میتواند سالمترین تصمیم باشد.
تعهد در فرهنگِ ما
در بسیاری از خانوادهها قضاوتِ اجتماعی، نگرانیِ آبرو و فشارِ خانواده نقشِ بزرگی در ماندن دارند. اینها همان محدودیتها هستند و میتوانند رابطه را سرپا نگه دارند، اما بهتنهایی صمیمیت نمیسازند. یک زوجِ سالم میتواند هر دو را ببیند و آگاهانه انتخاب کند.
پس پرسشِ مهم این نیست که «آیا متعهدیم؟» بلکه «به چه چیزی متعهدیم، و چقدر از آن را خودمان انتخاب کردهایم؟» پاسخِ صادقانه، حتی اگر ناخوشایند باشد، پایهیِ هر ترمیم است.
اشتباهاتِ رایج دربارهیِ تعهد و یک تمرینِ گفتوگو
چند برداشتِ رایج دربارهیِ تعهد گمراهکننده است. یکی اینکه «ماندن» را همیشه نشانهیِ تعهدِ شخصی بدانیم؛ ممکن است کسی بماند چون محدودیتها او را نگه داشتهاند. دیگری اینکه تعهد را فقط یک «قول» بدانیم و رفتار را نبینیم. سومی اینکه تعهد پس از خیانت باید سریعاً و با یک جمله ثابت شود؛ تعهد در رفتارهایِ تکرارشونده دیده میشود، نه در یک گفتوگو. پژوهشها در این حوزه عمدتاً همبستگی را نشان میدهند، پس هیچ فهرستی نمیتواند آیندهیِ رابطه را پیشبینی کند.
یک تمرینِ گفتوگو: هر نفر سه جمله را کامل کند. «چیزی که مرا به این رابطه نزدیک میکند این است...»، «چیزی که مرا فقط نگه میدارد این است...»، «اگر قرار باشد دوباره انتخاب کنم، به این نیاز دارم...». بدونِ قضاوت و بدونِ دفاع به هم گوش دهید. اگر گفتوگو تنشزا شد، متوقف کنید و آن را به جلسهیِ درمان ببرید.
چه موقع کمکِ حرفهای بگیریم؟ اگر گفتوگو دربارهیِ تعهد همیشه به دعوا یا سکوتِ طولانی میانجامد، اگر یکی از طرفین از ترس یا فشار مانده است، یا اگر نشانههایی از کنترل و خشونت وجود دارد، بهتر است با یک متخصصِ حضوری صحبت کنید. اگر افکارِ آسیب به خود دارید، با اورژانسِ اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید. این مقاله جایگزینِ درمان نیست و تشخیص نمیدهد. یادتان باشد پیشرفت معمولاً آهسته و ناهموار است و این طبیعی است؛ مقایسه با دیگران کمکی نمیکند. بهجایش به تغییرهایِ کوچکِ خودتان نگاه کنید.
تعهد و تغییر در طولِ زمان
تعهد ثابت نیست. در سالهایِ نخست ممکن است پرشور باشد، بعد با فرزندان و کار کمرنگ شود و پس از بحران دوباره تعریف شود. دیدنِ این تغییرات بهعنوانِ بخشی از مسیر، از ترسِ «تعهدم از بین رفت» میکاهد.
اگر احساس میکنید تعهدتان فقط از محدودیتها تغذیه میشود، این به معنایِ پایان نیست. میتواند دعوتی باشد برای بازگشت به پرسشهایِ ساده: چه چیزی را دوست داشتیم؟ چه چیزی را از دست دادیم؟ و آیا هر دو حاضریم دوباره بسازیم؟
نظریههایی مانند «مدلِ سرمایهگذاری» نیز تعهد را با رضایت، هزینههای ازدسترفته و جایگزینها مرتبط میدانند، اما تفصیلشان فراتر از این مقاله است.
منابع
- Stanley, S. M., & Markman, H. J. (1992). Assessing commitment in personal relationships. Journal of Marriage and the Family, 54(3), 595–608.
- Atkins, D. C., Baucom, D. H., & Jacobson, N. S. (2001). Understanding infidelity: Correlates in a national random sample. Journal of Family Psychology, 15(4), 735–749.
پرسشهایِ کوتاه
تفاوتِ تعهدِ شخصی و تعهدِ محدودکننده چیست؟
تعهدِ شخصی یعنی میلِ درونی به ادامهیِ رابطه و حسِ «ما» بودن. تعهدِ محدودکننده یعنی عواملی که ترکِ رابطه را پرهزینه میکنند، مثل مسائل مالی، فرزندان یا قضاوتِ اجتماعی. هر دو وجود دارند، اما رابطهیِ سالم فقط به دومی تکیه ندارد.
آیا تعهدِ کم یعنی خیانت اجتنابناپذیر است؟
خیر. پژوهشها نشان میدهند خیانت با عواملِ متعددی همبسته است، از جمله نارضایتی و فرصت، و تعهد فقط یکی از آنهاست. همبستگی به معنایِ علیت نیست و هیچ متغیری بهتنهایی خیانت را پیشبینی نمیکند.
بعد از خیانت چطور میتوان تعهد را نشان داد؟
با رفتارهایی که ریسک دارند و قابلِ مشاهدهاند: قطعِ کاملِ ارتباط با نفرِ سوم، حضور در درمان، شفافیتِ پایدار و پاسخگویی بدونِ دفاع. حرف زدن بهتنهایی کافی نیست، چون اعتماد با ثباتِ رفتار برمیگردد.
دورهای مرتبط در گُدار
کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژهی دانشجویانِ ارشد و دکتری)
برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روانشناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که میخواهند درمانِ خیانت را مرحلهبهمرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع