زندگیِ مشترک بعد از خیانت: قواعدِ روزمره و ترمیمِ رابطه
تصمیمِ ماندن، آغازِ کار است نه پایانِ آن. بخش بزرگی از ترمیمِ رابطه در لحظههایِ کوچکِ روزانه رخ میدهد: شام، گوشی، دیرآمدن، یادآوریها. این مقاله مرورِ عملیِ آن لحظههاست.
نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیامنور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۱ مهر ۱۴۰۵
اول قواعد، بعد احساس
در هفتههایِ نخست پس از تصمیمِ ماندن، هیجانها پرنوساناند. پس بهتر است چند قاعدهیِ ساده و قابلاجرا بگذارید: زمانِ مشخصی برایِ گفتوگو دربارهیِ ماجرا (مثلاً بیست دقیقه در روز یا چند بار در هفته)، و خارج از آن زمان، گفتوگو به موضوعاتِ دیگر برمیگردد.
دلیلش این است که اگر ماجرا ساعتها و در هر فرصتی مطرح شود، هم فردِ خیانتدیده خسته میشود و هم فردِ خیانتکار در حالتِ دفاعی میماند. اگر زمانِ مشخصی برایش باشد، هر دو میدانند دردِ ماجرا «جایی» دارد.
محرکها: وقتی زخم بیخبر باز میشود
ممکن است ماهها پس از کشف، یک آهنگ، یک عطر یا آمدنِ یک پیامک ناگهان درد را برگرداند. این طبیعی است. فردِ خیانتدیده میتواند بگوید «الان محرک شدم»، و فردِ خیانتکار باید بدون دفاع پاسخ دهد: «میفهمم، من اینجا هستم.»
قراری هم بگذارید: اگر محرک شدید بود، یک مکثِ کوتاه (مثلاً بیست دقیقه) برایِ آرامشدن و سپس بازگشت. مکث نباید به فرار تبدیل شود؛ قرار بر «بازگشت» است.
آیینهایِ ترمیم و دوباره نزدیکشدن
گاتمن پیشنهاد میکند زوجها آیینهایِ کوچکِ اتصال داشته باشند: شش ثانیه بوسه هنگامِ خداحافظی، یک گفتوگویِ بیستدقیقهای بدونِ تلفن، و قدردانیِ روزانه. اینها شواهدی از «حسابِ بانکیِ عاطفی» میسازند که در لحظههایِ سخت از آن برداشت میشود.
ولی هیچ آیینی نباید اجباری باشد. اگر فردِ خیانتدیده هنوز آمادگی ندارد، میتوان با آیینهایِ کوچکتر مثل یک پیامِ کوتاه شروع کرد.
مرزهایِ بیرونی: خانواده، دوستان و فضایِ مجازی
تصمیم بگیرید چه کسی از ماجرا خبر دارد و چه کسی نه. افشایِ گسترده معمولاً ترمیم را سختتر میکند، چون نظرها و قضاوتها بر دوش زوج میماند. یک یا دو نفرِ امین کافی است.
دربارهیِ فضایِ مجازی هم قاعدهیِ مشخص بگذارید: شفافیتِ داوطلبانه بهجایِ بازرسیِ پنهانی. اگر پایاندادن به ارتباط با نفرِ سوم لازم است، باید روشن و بدونِ ابهام انجام شود.
نشانههایِ اینکه ترمیم کار میکند
نشانهها کمنمایشاند اما واقعی: محرکها کوتاهتر میشوند، گفتوگوهایِ دشوار بدونِ انفجار تمام میشوند، و فردِ خیانتکار پیش از پرسیدن پاسخ میدهد. و بالعکس، اگر پنهانکاری ادامه دارد یا مسئولیتپذیری ناپدید میشود، باید با درمانگر صحبت کرد.
این مقاله اجماعِ بالینی را بازتاب میدهد؛ آستانهیِ پژوهشی برایِ «چه مدت» ارائه نمیکند، چون چنین عددی قابلِ تعمیم نیست.
فرزندان و زندگیِ روزمره
اگر فرزند دارید، دعواها و گفتوگوهایِ سنگین را از حضورِ آنها دور نگه دارید. کودکان تنش را حس میکنند، حتی اگر جزئیات را ندانند. به آنها لازم نیست توضیح داده شود که چه اتفاقی افتاده؛ فقط باید بدانند والدین مراقبشان هستند و تقصیر از آنها نیست.
روالهایِ خانواده، مثل وعدههایِ غذایی و خواب، را تا حد ممکن حفظ کنید. ثباتِ این روالها هم برایِ کودکان و هم برایِ خودتان لنگرگاه است.
اگر گیر کردهاید: چرخهای که تکرار میشود
گاهی با وجودِ قاعدهها و حسننیت، همان دعوا هر چند روز برمیگردد: یکی میپرسد، دیگری دفاع میکند، گفتوگو منفجر میشود و بعد سکوتی طولانی میآید. در چنین وقتی بهجایِ تلاشِ بیشتر برایِ «بهتر گفتن»، یک قدم عقب بروید و خودِ چرخه را ببینید. هر دو نفر میتوانند جداگانه بنویسند که از لحظهیِ شروعِ تنش تا پایانش چه اتفاقی افتاد و هر کس چه حسی داشت. بعد با هم مقایسه کنید. اغلب معلوم میشود پشتِ پرسشهایِ پیاپی ترسِ فردِ خیانتدیده است، و پشتِ دفاع، شرم یا احساسِ ناتوانی.
سپس فقط یک چیز را عوض کنید، نه همهچیز را. مثلاً توافق کنید که هر کدام در اوجِ تنش بگوید «به مکث نیاز دارم» و در زمانِ قرار برگردد، یا فردِ خیانتکار پیش از پرسیدهشدن در موردِ برنامهیِ روز اطلاع بدهد. چند هفته به همین یک تغییر پایبند بمانید و بعد دوباره بررسی کنید. اگر پنهانکاری ادامه دارد، ارتباط با نفرِ سوم قطع نشده، یا هر لحظه ممکن است گفتوگو به تحقیر و تهدید برسد، این دیگر موضوعی برایِ حلِ خانگی نیست و ارزیابیِ یک درمانگرِ زوج لازم است. اگر خشونت یا ترسِ جدی از آسیب وجود دارد، ایمنی مقدم است و باید با متخصص و مراکزِ حمایتی تماس بگیرید.
مراقبت از خود در میانِ ترمیم
ترمیمِ رابطه انرژی میخواهد. خواب، حرکت و تماس با دوستانِ امین را فراموش نکنید. فردِ خیانتدیده میتواند از درمانِ فردی کمک بگیرد و فردِ خیانتکار نیز از مسیرِ فردیِ خودش. مراقبت از خود خودخواهی نیست؛ شرطِ دوام آوردن است. حتی بیست دقیقه پیادهروی در روز یا تماس با دوستی امین، در هفتههایِ سخت اثری واقعی دارد و ظرفیتِ شما را برایِ گفتوگوهایِ دشوار بالا میبرد.
و گاهی از خودتان بپرسید: امروز کدام قدمِ کوچک مرا به رابطهای که میخواهم نزدیکتر کرد؟ این پرسش از نقطهیِ بحران، جهتِ حرکت را دوباره روشن میکند.
منابع
- Gottman, J. M., & Silver, N. (2012). What Makes Love Last? How to Build Trust and Avoid Betrayal. Simon & Schuster.
- Baucom, D. H., Snyder, D. K., & Gordon, K. C. (2009). Helping Couples Get Past the Affair. Guilford Press.
پرسشهایِ کوتاه
چقدر باید دربارهیِ ماجرا حرف زد؟
تعدادِ ثابتی وجود ندارد. بسیاری از درمانگران زمانی محدود و مشخص پیشنهاد میکنند، مثلاً بیست دقیقه در روز یا چند بار در هفته، تا ماجرا فضایِ زندگی را نبلعد و در عین حال دردِ فردِ خیانتدیده نادیده گرفته نشود.
اگر ماهها بعد دوباره محرک شدم چه کنم؟
طبیعی است و نشانهیِ شکستِ ترمیم نیست. بگویید که محرک شدهاید، یک مکثِ کوتاه کنید و بعد به گفتوگو برگردید. اگر محرکها شدید و مکرر شد، با درمانگر صحبت کنید.
آیا باید به خانواده دربارهیِ خیانت بگوییم؟
تصمیمِ مشترک است. افشایِ گسترده معمولاً ترمیم را سخت میکند چون قضاوتِ دیگران به زوج تحمیل میشود. یک یا دو نفرِ امین و درمانگر معمولاً کافیاند. پیش از گفتن، با هم توافق کنید که چه چیزی گفته شود و چه چیزی نه.
دورهای مرتبط در گُدار
کارگاهِ تخصصیِ درمانِ خیانتِ زناشویی (ویژهی دانشجویانِ ارشد و دکتری)
برایِ دانشجویانِ ارشد و دکتریِ روانشناسیِ بالینی و مشاوره، و کارآموزانِ درمانِ زوج که میخواهند درمانِ خیانت را مرحلهبهمرحله و با نگاهِ انتقادی به شواهد یاد بگیرند.
شروعِ این دوره ←ادامهٔ این موضوع در گُدار
تازهترین مقالهها
- عشقِ یکطرفه: چرا اینقدر درد دارد و چطور میشود از آن گذشت؟
- استرس چیست و چگونه مدیریتش کنیم؟ از استرسِ مفید تا استرسِ مزمن
- همسرِ کنترلگر: نشانهها، روانشناسیِ پشتِ آن و مرزِ آزارِ روانی
- قهر و سکوت در رابطه: چرا ساکت میشویم، چه اثری دارد و چه کنیم؟
- چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟ نشانهها و راهِ شروع