گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

ترسِ ازدواج: چرا یک ترس نیست، سه‌تاست

خیلی‌ها وقتی از «ترسِ ازدواج» حرف می‌زنند، در واقع یک تودهٔ نامشخص از دلهره را توصیف می‌کنند — چیزی که هم شاملِ نگرانی از خودِ رابطه می‌شود، هم از نهادِ ازدواج، هم از خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اند. مشکلِ اصلی این نیست که این ترس «غیرمنطقی» است؛ مشکل این است که مبهم است. و ترسِ مبهم را نمی‌شود بررسی کرد، فقط می‌شود از آن فرار کرد یا در سکوت با آن زندگی کرد.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

سه ترسِ زیرِ یک نام

روان‌شناسِ روابط مایکل جانسون، در چارچوبِ کلاسیکِ خودش (۱۹۹۱، *Commitment to Personal Relationships*) نشان داد «تعهد» در واقع سه سازه‌ی جداگانه است: تعهدِ شخصی — چقدر واقعاً می‌خواهم این رابطه ادامه پیدا کند؛ تعهدِ اخلاقی — حسِ الزامِ اخلاقی به ماندن، مستقل از میلِ لحظه‌ای؛ و تعهدِ ساختاری — هزینه‌ها و موانعِ واقعیِ ترک‌کردن، از مالی گرفته تا فشارِ اجتماعی.

این تفکیکِ ساده، دقیقاً همان جایی است که «ترسِ ازدواج» را قابلِ‌بررسی می‌کند. خیلی‌وقت‌ها آنچه ترس خوانده می‌شود، در واقع نگرانی از سنگینیِ تعهدِ ساختاری است — نه غیابِ تعهدِ شخصی. این دو، پاسخِ کاملاً متفاوتی می‌طلبند: یکی پرسشِ «آیا واقعاً می‌خواهم؟» است، دیگری پرسشِ «آیا از سنگینیِ این تصمیم می‌ترسم؟» — و قاطی‌کردنشان، دقیقاً همان چیزی است که ترس را مبهم و غیرقابلِ‌حل نگه می‌دارد.

سُر خوردن به‌جایِ تصمیم گرفتن

پژوهشِ اسکات استنلی، گالینا رودز و هاوارد مارکمن (۲۰۰۶، *Family Relations*) روی یک الگویِ رایج انگشت گذاشت: بسیاری از گذارهایِ بزرگِ رابطه — همخانه‌شدن، نامزدی — نه از سرِ تصمیمی آگاهانه، بلکه از سرِ «سُرخوردن» اتفاق می‌افتند؛ یک قرارداد اجاره تمام می‌شود، فشارِ اطراف بالا می‌رود، و رابطه بدونِ گفت‌وگویِ صریح، یک پله جلوتر می‌رود. هرچه این سُرخوردن بیشتر جمع شود، هزینه‌ی ترک‌کردن — دارایی‌هایِ مشترک، هویتِ اجتماعیِ زوجی — بالاتر می‌رود، مستقل از اینکه رابطه واقعاً مناسب باشد یا نه.

نتیجه این است که ترسِ ازدواج، گاهی نه ترسِ نادرست، بلکه هشدارِ دقیقِ همین الگو است: بدنِ فرد دارد می‌گوید «نمی‌خواهم مثلِ قدم‌هایِ قبلی، بی‌آنکه واقعاً تصمیم گرفته باشم، وارد این یکی هم بشوم». راهِ‌حل، اجتناب از تصمیم نیست؛ تبدیلِ سُرخوردن به یک «تصمیمِ» آگاهانه و صریح است.

وقتی ترس ریشه در خانه دارد

پژوهشگرِ خانواده پل آماتو (۱۹۹۶، *Journal of Marriage and Family*) روی انتقالِ بین‌نسلیِ طلاق کار کرد و نشان داد فرزندانِ طلاق، احتمالِ بالاترِ آماری برایِ تجربه‌ی طلاقِ خودشان دارند — اما نکته‌ی مهم‌تر این بود که چرا: نه به‌خاطرِ نبودِ مهارتِ حلِ تعارض، بلکه به‌خاطرِ باوری ضعیف‌تر به ماندگاریِ خودِ نهادِ ازدواج. این یعنی ترسِ ریشه‌دار در خانواده، یک باورِ آموخته‌شده است، نه سرنوشت — و باورِ آموخته‌شده، قابلِ‌بازبینی است.

این متن جایگزینِ ارزیابیِ حرفه‌ای نیست. اگر آنچه بازمی‌شناسید صرفاً ترس نیست بلکه نشانه‌هایِ واقعیِ یک رابطه‌ی ناسالم است، با متخصص یا اورژانسِ اجتماعی (۱۲۳) تماس بگیرید.

ترسِ از دست‌دادنِ خود

یک لایه‌ی دیگر، که کمتر گفته می‌شود اما رایج است: ترس از اینکه ازدواج یعنی حل‌شدن در یک «ما»یِ بزرگ‌تر و گم‌کردنِ خودِ فرد. روان‌درمانگرِ خانواده موری بوون، در نظریه‌ی کلاسیکِ خودش (۱۹۷۸، *Family Therapy in Clinical Practice*) این طیف را «تمایزیافتگیِ خود» نامید: توانِ ماندن در نزدیکیِ عاطفی با کسی، بدونِ اینکه افکار، سلیقه، و هویتِ خود را در او حل کنی.

نکته‌ی امیدبخشِ این چارچوب این است که تمایزیافتگی و صمیمیت، در تضاد نیستند — برعکس، طبقِ همین نظریه، دقیقاً زوج‌هایی که هرکدام هویتِ مستقلِ خودشان را نگه می‌دارند، معمولاً صمیمیتِ واقعی‌تری هم دارند، چون نزدیکی‌شان از سرِ انتخاب است، نه از سرِ ادغامِ اجباری.

ترس یا نشانه‌ی هشدارِ واقعی؟

جان گاتمن، در پژوهشِ بلندمدتِ خودش روی پیش‌بینیِ طلاق، چهار الگویِ ارتباطیِ مخرب را شناسایی کرد — تحقیر، انتقادِ شخصیتی، دفاعی‌بودن، دیوارکشی — که تحقیر، قوی‌ترینِ پیش‌بینی‌کننده بود. نکته‌ی حیاتی این است: این بسته برایِ کارکردن روی *ترس* نوشته شده، نه برایِ متقاعدکردنِ کسی به ماندن در رابطه‌ای که این نشانه‌ها را دارد. اگر تردیدتان از دیدنِ همین الگوها می‌آید، این تردید، اطلاعاتِ دقیق است، نه اضطرابِ بی‌دلیل.

بستهٔ ده‌جلسه‌ایِ «ترسِ ازدواج» در همین اپ، این سه‌تا را از هم جدا می‌کند: سُرخوردنِ ناآگاهانه، ریشه‌هایِ خانوادگی و سبکِ دلبستگی، و تشخیصِ نشانه‌هایِ واقعی — و در ده جلسه، به‌جایِ حکمِ «بله» یا «نه»، ابزاری برایِ رسیدن به تصمیمی می‌دهد که واقعاً بررسی‌شده باشد، حتی اگر همان تصمیم، در نهایت یک «نه»یِ آگاهانه باشد.

پرسش‌هایِ کوتاه

این بسته به من می‌گوید باید ازدواج کنم یا نه؟

نه. هدفِ این بسته این نیست که به یک «بله» یا «نه» برسید؛ هدف این است که بین سه چیزِ جداگانه — نگرانیِ سنگینیِ تصمیم، ریشه‌هایِ خانوادگی و دلبستگی، و نشانه‌هایِ واقعیِ یک رابطه — تفکیک کنید. یک «نه»ی بررسی‌شده، همان‌قدر نتیجه‌ی معتبرِ این کار است که یک «بله»ی بررسی‌شده.

اگر نگرانی‌ام دربابِ رفتارِ خودِ طرفِ مقابل است، نه دربابِ خودم؟

اگر آنچه بازمی‌شناسید نشانه‌هایِ واقعیِ رابطه‌ای ناسالم است — تحقیر، کنترل، بی‌احترامیِ مکرر — این بسته جایگزینِ آن ارزیابی نیست. جلسه‌ی ششم دقیقاً همین تفکیک را با معیارهایِ گاتمن انجام می‌دهد و در صورتِ نیاز به بستهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» ارجاع می‌دهد.

من هنوز رابطه‌ای ندارم، فقط فکرِ ازدواج در آینده مرا نگران می‌کند. این بسته به‌کارم می‌آید؟

بله. بیشترِ جلسات — خانواده، دلبستگی، سه نوعِ تعهد، مواجهه با اجتناب — مستقل از وجودِ یک رابطه‌ی مشخص کار می‌کنند. فقط جلسه‌ی نهم که دربابِ گفت‌وگویِ زوجی است، طبیعتاً برایِ کسی معناییِ کامل‌تری دارد که در رابطه‌ای است.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ ترسِ ازدواج

برایِ کسی که فکرِ ازدواج یا نامزدی، اضطرابی فلج‌کننده در او ایجاد می‌کند — چه در رابطه‌ای مشخص باشد، چه بدونِ آن. اگر آنچه بازمی‌شناسید ترسِ رهاشدن است نه ترسِ نزدیکی، دورهٔ «هراسِ رهاشدگی» ممکن است مناسب‌تر باشد؛ اگر نگرانی‌تان نشانه‌هایِ واقعیِ یک رابطه‌ی ناسالم است، دورهٔ «خروج از رابطه‌ی سمی» را ببینید.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←