گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

اضطرابِ اقلیمی: وقتی نگرانی برایِ سیاره، زندگیِ روزمره را متوقف می‌کند

خبرهایِ پیاپیِ گرمایشِ زمین، خشک‌سالی، و بحران‌هایِ اقلیمی، برایِ بسیاری — به‌ویژه نسلِ جوان — به منبعِ نگرانیِ روزمره تبدیل شده. این تجربه، که اضطرابِ اقلیمی نامیده می‌شود، پاسخی طبیعی به یک تهدیدِ واقعی است، اما می‌تواند از حدِ کارآمد فراتر رفته و زندگیِ روزمره را مختل کند.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا این اضطراب طبیعی و حتی سالم است

برخلافِ بسیاری از اضطراب‌ها، اضطرابِ اقلیمی پاسخی به یک واقعیتِ علمیِ اثبات‌شده است — نه یک تهدیدِ خیالی. مقداری از این نگرانی، حتی می‌تواند مفید باشد: افرادی که مقداری اضطرابِ اقلیمی دارند، بیشتر به رفتارهایِ سازگار با محیط‌زیست روی می‌آورند.

کجا این نگرانی از حدِ سالم عبور می‌کند

وقتی این اضطراب مانعِ برنامه‌ریزیِ آینده (ازدواج، فرزندآوری، تحصیل) می‌شود، با ناامیدیِ عمیق و بی‌قدرتی همراه است، یا به بازبینیِ وسواسیِ اخبارِ اقلیمی تبدیل می‌شود، دیگر کارکردِ مفیدِ اولیه را ندارد و به یک بارِ روانیِ فلج‌کننده تبدیل شده است.

تفاوتِ درگیرشدن و غرق‌شدن

درگیرشدن یعنی اقداماتِ عملی — تغییرِ سبکِ زندگی، مشارکت در فعالیت‌هایِ زیست‌محیطی، رأی‌دادن آگاهانه. غرق‌شدن یعنی مصرفِ بی‌پایانِ اخبارِ فاجعه‌بار بدونِ اقدامِ متناظر، که فقط اضطراب می‌سازد بدونِ حسِ مشارکتِ واقعی.

اقدامِ کوچک، پادزهرِ درماندگی

حسِ درماندگی در برابرِ یک بحرانِ جهانی، طبیعی است — یک نفر نمی‌تواند به‌تنهایی اقلیم را نجات دهد. اما مشارکت در اقداماتِ کوچک و محلی — از بازیافت تا مشارکت در یک گروهِ محلی — حسِ عاملیت را بازمی‌گرداند، حتی وقتی مسئله در مقیاسِ بزرگ‌تر باقی می‌ماند.

اضطرابِ اقلیمی و آیندهٔ فرزندآوری

بسیاری از جوانان امروز، تصمیمِ فرزندآوری را با نگرانیِ اقلیمی گره می‌زنند — «آیا درست است فرزندی به این دنیا بیاورم؟» این تصمیم کاملاً شخصی است، اما مشاوره با یک متخصص می‌تواند به تفکیکِ نگرانیِ واقعی از اضطرابِ فراگیرترِ زیرین کمک کند.

اجتماعِ مشترک، تسکینِ این اضطراب

تنهابودن در این نگرانی، آن را سنگین‌تر می‌کند. پیوستن به گروه‌ها یا اجتماعاتی که نگرانی مشابه دارند و اقداماتِ مشترک انجام می‌دهند، هم حسِ انزوا را کم می‌کند و هم معنایِ عملیِ بیشتری به این نگرانی می‌دهد.

محدودکردنِ مصرفِ اخبارِ اقلیمی

آگاهی از بحرانِ اقلیمی ضروری است، اما مصرفِ بی‌وقفه و بدونِ فیلترِ اخبارِ فاجعه‌بار، سودمندی ندارد. تعیینِ یک زمانِ مشخصِ روزانه برایِ پیگیریِ اخبار، به‌جایِ مرورِ مداوم، می‌تواند این اضطراب را در محدودهٔ کارآمد نگه دارد.

کِی کمکِ حرفه‌ای لازم است

اگر این نگرانی با علائمِ افسردگی، ناامیدیِ عمیق، یا اختلال در عملکردِ روزمره همراه است، کمکِ یک روان‌شناس می‌تواند به ساختنِ رابطه‌ای پایدارتر و کارآمدتر با این واقعیتِ جهانی کمک کند.

سوگواریِ زیست‌محیطی، احساسی که کمتر نامیده می‌شود

بسیاری، در کنارِ اضطراب، حسِ غم یا سوگ برایِ آنچه از محیط‌زیست در حالِ از دست‌رفتن است تجربه می‌کنند — گونه‌هایِ درحالِ‌انقراض، اکوسیستم‌هایِ آسیب‌دیده. به‌رسمیت‌شناختنِ این سوگ، به‌جایِ سرکوبِ آن یا تبدیلش صرفاً به اضطراب، بخشِ مهمی از پردازشِ سالمِ این تجربه است.

تعادل بینِ مسئولیتِ فردی و ساختاریِ این بحران

تمرکزِ بیش‌ازحد بر مسئولیتِ فردی — «آیا کافی بازیافت می‌کنم؟» — می‌تواند بارِ روانیِ غیرِمنصفانه‌ای روی فرد بگذارد، درحالی‌که بخشِ اصلیِ این بحران در سطحِ سیاست‌گذاری و صنعتی قرار دارد. دیدنِ این تصویرِ کامل‌تر، فرد را از احساسِ گناهِ فردیِ بیش‌ازحد رها می‌کند.

اضطرابِ اقلیمی در کودکان و نوجوانان

نسلِ نوجوان، که بیشتر در معرضِ این اطلاعات از مدرسه و شبکه‌هایِ اجتماعی قرار دارد، سطحِ بالاتری از این اضطراب را تجربه می‌کند. والدین می‌توانند با گوش‌دادنِ صادقانه به این نگرانی — بدونِ کوچک‌شمردن یا اغراقِ بیشتر — به فرزندشان کمک کنند رابطه‌ای متعادل‌تر با این واقعیت بسازد.

امید، بدونِ انکارِ واقعیت

امیدِ سازنده به‌معنایِ نادیده‌گرفتنِ جدیتِ بحران نیست — به‌معنایِ باورداشتن به این است که اقدامِ جمعی هنوز می‌تواند تفاوت ایجاد کند. این نوع امید، برخلافِ خوش‌بینیِ ساده‌لوحانه، از دانستنِ سختی‌ها می‌آید، نه از انکارِ آن‌ها، و می‌تواند انگیزه‌ای پایدارتر برایِ اقدام بسازد.

طبیعت، منبعِ آرامش در کنارِ نگرانی

به‌طرزِ متناقضی، گذراندنِ وقت در طبیعت — همان چیزی که موضوعِ نگرانی است — یکی از مؤثرترین راه‌ها برایِ کاهشِ اضطرابِ اقلیمی است. این ارتباطِ مستقیم، هم آرامشِ روانی می‌دهد و هم انگیزهٔ محافظت از آن را در سطحِ شخصی‌تر و ملموس‌تر تقویت می‌کند.

گفت‌وگو بینِ نسل‌ها دربارهٔ این نگرانی

برخی نسل‌هایِ مسن‌تر، که این بحران را با همین شدت تجربه نکرده‌اند، ممکن است نگرانیِ نسلِ جوان را دست‌کم بگیرند — که خودش می‌تواند حسِ تنهایی را در فردِ نگران تشدید کند. گفت‌وگویِ صبورانه و دوطرفه، بدونِ کوچک‌شمردنِ تجربهٔ هیچ‌کدام، پلی بینِ این دو دیدگاه می‌سازد.

خلاقیت و اقدامِ جمعی، پادزهرِ انفعال

پیوستن به یک پروژهٔ خلاقانه — از باغبانیِ شهری تا آموزشِ محیط‌زیستی — به‌جایِ صرفاً نگران‌بودن، حسِ مشارکتِ فعال می‌سازد. این نوع اقدام، حتی در مقیاسِ کوچک، اضطراب را به چیزی مولدتر از نگرانیِ منفعلانه تبدیل می‌کند.

پرسش‌هایِ کوتاه

آیا نگرانی دربارهٔ تغییراتِ اقلیمی طبیعی است یا نشانهٔ مشکل؟

مقداری از این نگرانی طبیعی و حتی سالم است — افرادی که مقداری اضطرابِ اقلیمی دارند بیشتر به رفتارهایِ سازگار با محیط‌زیست روی می‌آورند. مشکل‌ساز می‌شود وقتی این نگرانی مانعِ برنامه‌ریزیِ آینده یا با ناامیدیِ عمیق همراه شود.

چطور می‌توانم با حسِ درماندگی در برابرِ یک بحرانِ جهانی کنار بیایم؟

حسِ درماندگی طبیعی است — یک نفر نمی‌تواند به‌تنهایی اقلیم را نجات دهد. مشارکت در اقداماتِ کوچک و محلی، و پیوستن به گروه‌هایی با نگرانیِ مشابه، حسِ عاملیت را بازمی‌گرداند، حتی وقتی مسئله در مقیاسِ بزرگ‌تر باقی می‌ماند.

چرا نباید همیشه اخبارِ اقلیمی را دنبال کنم؟

آگاهی ضروری است، اما مصرفِ بی‌وقفه و بدونِ فیلترِ اخبارِ فاجعه‌بار، سودمندی ندارد و فقط اضطراب می‌سازد. تعیینِ یک زمانِ مشخصِ روزانه برایِ پیگیریِ اخبار، به‌جایِ مرورِ مداوم، این نگرانی را در محدودهٔ کارآمد نگه می‌دارد.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ اضطرابِ محیط‌زیستی و آینده‌ی نامعلوم

برایِ کسی که از خشکیدنِ آب، ریزگرد، گرمایِ شدید، یا آینده‌ی کلیِ کره‌زمین نگرانیِ فلج‌کننده دارد — نه برایِ کسی که می‌خواهد این نگرانی را به صفر برساند (که خودش انکار است)، بلکه برایِ کسی که می‌خواهد این نگرانی را حمل کند بدونِ اینکه زندگیِ روزمره‌اش را متوقف کند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←