گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

مداخله‌ی بحران: چرا یک کارِ اضطراری نیست

وقتی یک مراجع در بحران است، بسیاری از درمانگران — حتی باتجربه‌ها — وارد یک حالتِ عجیب می‌شوند: انگار باید هرچه سریع‌تر این وضعیت را «رد کنند» و به درمانِ «معمولی» برگردند. بحران، احساسِ حالتِ زمانیِ موقت را دارد — یک کارِ فوری، نه یک کارِ بالینیِ واقعی. این تلقی، هم ناعادلانه است و هم از نظرِ بالینی گران‌قیمت.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۱۲ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

بحران چیست؟ یک تعریفِ کارکردی

جیمز و گیلیلند (۲۰۱۷) بحران را به این شکل تعریف می‌کنند: لحظه‌ای که ادراکِ فردی از یک رویداد یا موقعیت، ظرفیتِ مقابله‌ایِ معمولِ او را از دست می‌دهد و حالتِ ناتوانیِ موقت ایجاد می‌شود. توجه کنید که در این تعریف، رویداد لازم نیست «عینیِ» بزرگ باشد — آنچه اهمیت دارد، ادراکِ فرد است، نه ارزیابیِ بیرونی.

کسی که بعد از شکستِ یک امتحانِ مهم، احساس می‌کند همه چیز را از دست داده، همان‌قدر در بحران است که کسی که پیشِ چشمش حادثه‌ای رخ داده. و این یعنی بحران، یک حالتِ نادر و فقط برایِ موقعیت‌هایِ «شدید» نیست — یک تجربه‌یِ انسانیِ رایج است.

ما تاب‌آوری را اشتباه می‌فهمیم

بونانو (۲۰۰۴) در مرورِ پژوهش‌هایِ مربوط به فقدان و رویدادهایِ آسیب‌زا نشان داد که الگویِ رایج‌ترینِ واکنشِ انسانی به بحرانِ شدید، «تاب‌آوری» است — نه سوگ یا PTSD. اما تاب‌آوری در این پژوهش‌ها یعنی حفظِ سطحِ نسبتاً پایداریِ عملکرد، نه غیابِ درد. آدمِ تاب‌آور، بحران را نمی‌بیند — آن را تجربه می‌کند.

در واقع، تصویرِ رایجِ تاب‌آوری به‌عنوانِ «سرحالیِ زودبازگشتنده» یکی از آسیب‌رسان‌ترین باورهایی است که درمانگران می‌توانند داشته باشند: اگر مراجع «زود خوب شد»، ممکن است چیزی را پنهان کرده باشد، نه اینکه واقعاً بهتر شده باشد.

ده عاملِ محافظتی که پژوهش شناخته

ساوتویک و چارنی (۲۰۱۲) در مرور سیستماتیکِ خود، ده عاملی را شناسایی کردند که به‌طورِ مستقل با تاب‌آوریِ پس از بحران همبستگی دارند. این‌ها از نگرشِ خوش‌بینانه‌یِ واقع‌بینانه و ظرفیتِ تنظیمِ هیجانی گرفته تا معناداریِ شغل و شبکه‌یِ حمایتِ اجتماعی را شامل می‌شوند.

نکته‌ی مهمِ بالینی: این ده عامل، متغیرهایِ ثابت نیستند — آن‌ها قابلِ تقویت‌اند. یعنی درمانگر در کار با مراجعِ در بحران، می‌تواند مشخص کند کدام عامل ضعیف است و آن را هدف قرار دهد. این، تاب‌آوری را از یک توصیفِ عمومی («امیدوارم بهتر بشه») به یک نقشه‌یِ اقدامِ بالینی تبدیل می‌کند.

مداخله چیست و چه ساختاری دارد؟

مدلِ شش‌مرحله‌ایِ جیمز و گیلیلند، یکی از پرکاربردترین چارچوب‌هایِ مداخله‌ی بحران است: تعریفِ مشکل، تضمینِ ایمنی، ارائه‌یِ حمایت، بررسیِ گزینه‌ها، تهیه‌یِ برنامه، و گرفتنِ تعهد. این ساختار، شبیهِ هر پروتکلِ بالینیِ دیگری است — با این تفاوت که سرعتِ اجرایش بسیار بیشتر است.

سازمانِ جهانیِ بهداشت نیز در پروتکلِ کمکِ اولیه‌ی روان‌شناختیِ خود (WHO PFA)، ساختارِ مشابهی را با تأکید بر «شنیدن، محافظت، ارتباط» دنبال می‌کند — رویکردی که برایِ موقعیت‌هایِ پس از بحرانِ جمعی طراحی شده، اما اصولِ آن در تمامِ مداخله‌های فردی هم صدق می‌کند.

سنجشِ خطر: ترس و مهارت

یکی از رایج‌ترین موانعِ کارِ موثر با مراجعِ در بحران، ترسِ درمانگر از پرسیدنِ مستقیمِ سوال‌هایِ مربوط به افکارِ خودکشی یا آسیب است. این ترس اغلب با این توجیه همراه است که «شاید ایده را در ذهنِ مراجع بکارم». پژوهش‌های بالینی نشان می‌دهند این باور نادرست است: پرسیدنِ آرام و مستقیم، خطر را زیاد نمی‌کند — برعکس، اغلب مراجع را آرام‌تر می‌کند.

استنلی و براون (۲۰۱۲) در همین راستا نشان دادند که جایگزینِ «قراردادِ عدمِ خودکشی» با یک برنامه‌ریزیِ ایمنیِ مشارکتی — که مراجع آن را با درمانگر می‌سازد و مالکِ آن است — هم از نظرِ بالینی موثرتر است و هم از نظرِ تجربه‌یِ مراجع معنادارتر.

رشدِ پس از آسیب: یک پدیده‌ی واقعی

تدسکی و کالهون (۱۹۹۶) اصطلاحِ «رشدِ پس از آسیب» یا PTG را برایِ توصیفِ تغییراتِ مثبتِ قابلِ‌اندازه‌گیری در پنج حوزه — روابطِ شخصی، قدردانی از زندگی، احساسِ توانمندیِ شخصی، امکاناتِ تازه، و رشدِ معنوی — به کار بردند. اما PTG به‌معنایِ «همه‌چیز خوب شد» نیست؛ این رشد اغلب با باقی‌ماندنِ درد هم‌نشین است.

از نظرِ بالینی، درمانگرانی که PTG را با اجبارِ «مثبت‌اندیشی» اشتباه می‌گیرند، ممکن است آسیب‌پذیرترین لحظه‌های مراجع را در همان دقیقه‌ای که به بازگویی نیاز دارند، ببندند. PTG یک امکان است، نه یک مرحله‌ی حتمی — و این تفاوت، برایِ نحوه‌یِ همراهیِ درمانگر اهمیتِ بالینیِ زیادی دارد.

مراقبت از درمانگر، بخشِ بالینی است

فیگلی (۱۹۹۵) نشان داد کسانی که با بازماندگانِ تروما کار می‌کنند، در معرضِ «آسیبِ دیدنِ ثانوی» یا «فرسودگیِ ناشی از همدردی» هستند — واکنش‌هایِ استرسِ آسیب‌زایی که از طریقِ قرارگرفتن در برابرِ روایتِ تروماتیکِ مراجع رخ می‌دهد. این یک اتفاقِ نادر نیست — در حرفه‌ای‌هایِ سلامتِ روان‌شناختی که با مراجعانِ بحران‌زده کار می‌کنند، رایج است.

نکته‌ی مهم این است که مراقبتِ از خود، نه یک توصیه‌ی اخلاقیِ مبهم، بلکه یک ملزومتِ بالینی است: درمانگری که سیستمِ تنظیمِ خودش تحت‌فشار است، نمی‌تواند یک منبعِ تنظیمِ مشترکِ موثر برایِ مراجعِ در بحران باشد. کارگاهِ تاب‌آوری در بحران، جلسه‌ی ششم را کاملاً به این موضوع اختصاص داده است.

پرسش‌هایِ کوتاه

آیا مداخله‌ی بحران همان کاری است که اورژانسِ اجتماعی انجام می‌دهد؟

نه دقیقاً. اورژانسِ اجتماعی بیشتر بر ایمنیِ فوری و اتصال به منابع تمرکز دارد. مداخله‌ی بالینیِ بحران — همان‌طور که مدلِ جیمز و گیلیلند توضیح می‌دهد — یک فرآیندِ شش‌مرحله‌ای با ارزیابی، تدوینِ مشترکِ راه‌حل و برنامه‌ریزیِ ادامه است؛ کارِ ساختاریافته‌ای که درمانگرِ آموزش‌دیده انجام می‌دهد، نه یک واکنشِ اضطراری.

کارگاهِ تاب‌آوری در بحران برایِ چه کسانی مناسب است؟

این کارگاه برایِ درمانگران، مشاوران و کارآموزانِ بالینی نوشته شده — نه برایِ مراجعی که خودشان در بحران هستند. اگر شما به‌عنوانِ درمانگر می‌خواهید چارچوبِ بونانو، ده عاملِ محافظتیِ ساوتویک-چارنی، و رویکردِ استنلی-براون را در یک برنامه‌ی منسجم یاد بگیرید، این کارگاه دقیقاً برایِ همین طراحی شده است.

آیا رشدِ پس از آسیب (PTG) برایِ همه اتفاق می‌افتد؟

خیر، و ادعایِ عکسِ آن مشکل‌ساز است. تدسکی و کالهون از ابتدا روشن کردند که PTG یک امکانِ بالقوه است، نه یک مرحله‌ی حتمیِ بهبودی. بسیاری از افرادی که از بحران‌هایِ سخت رد می‌شوند، بدونِ «رشد» به زندگیِ کارکردی برمی‌گردند — و این هم یک نتیجه‌ی موفق است. کارِ درمانگر کمک به ظرفیتِ تجربه‌ی معنا است، نه تضمینِ رشد.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

کارگاهِ تاب‌آوری در بحران

برایِ روان‌شناسان، مشاوران و کارآموزانِ بالینی که می‌خواهند مداخله‌ی بحران را در یک چارچوبِ مبتنی‌بر شواهد یاد بگیرند. اگر خودتان دنبالِ پشتیبانی در یک بحرانِ شخصی هستید، دوره‌هایِ دیگر مناسب‌ترند.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←