گُدار

آکادمی روان‌شناختی دکتر عقیلی

اضطرابِ شغلی در سایهٔ هوشِ مصنوعی: وقتی مسئله فقط درآمد نیست

شب‌ها فکر می‌کنید تا پنج سالِ دیگر کارتان هست یا نه. جست‌وجو می‌کنید و ده مقاله پیدا می‌کنید که می‌گویند چه مهارتی یاد بگیرید — و هیچ‌کدام به چیزی که واقعاً آزارتان می‌دهد جواب نمی‌دهند. چون آزارِ اصلی نداشتنِ نقشهٔ راه نیست؛ نداشتنِ **جوابِ قطعی** است.

نوشتهٔ دکتر مجتبی عقیلی · عضو هیات علمی دانشگاه پیام‌نور · دانشیار روانشناسی سلامت · انتشار: ۸ شهریور ۱۴۰۵

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

چرا این با نگرانیِ شغلیِ معمول فرق دارد

نگرانی از بیکاری چیزِ تازه‌ای نیست. اما این یکی سه ویژگی دارد که آن را از رکودِ اقتصادی یا تعدیلِ نیرو جدا می‌کند.

اول، ابهامِ بی‌پایان. در یک بحرانِ اقتصادی می‌دانید که وضعیت بالاخره سر و سامان می‌گیرد. اینجا نه تاریخی هست، نه سناریوی روشنی، و نه کسی که بشود جوابِ قابلِ اتکایی ازش گرفت. هر متخصصی چیزِ دیگری می‌گوید. دوم، تهدیدِ هویت، نه فقط درآمد. وقتی کسی می‌گوید ماشین می‌تواند کارِ شما را انجام دهد، حرفش فقط دربارهٔ حقوقِ ماهانه نیست؛ دربارهٔ چیزی است که سال‌ها رویش سرمایه‌گذاری کرده‌اید و بخشی از تعریفتان از خودتان است. سوم، کنترلِ ناقص. می‌شود مهارت یاد گرفت، ولی هیچ‌کس نمی‌داند کدام مهارت. تلاش هست، اطمینان نیست.

این ترکیب — ابهامِ زیاد، تهدیدِ هویت، کنترلِ ناقص — همان شرایطی است که در روان‌شناسی بیشترین اضطراب را تولید می‌کند. پس اگر بی‌قرارید، سیستمِ هشدارتان درست کار می‌کند؛ فقط روی مسئله‌ای گیر کرده که جوابِ قطعی ندارد.

سه شکلی که این اضطراب می‌گیرد

فلج. می‌دانید باید کاری بکنید و هیچ کاری نمی‌کنید. هر مسیری که به ذهن می‌رسد ممکن است اشتباه باشد، پس هیچ‌کدام انتخاب نمی‌شود. از بیرون تنبلی به‌نظر می‌رسد؛ از درون، ترس از انتخابِ غلط است.

بیش‌فعالیِ اضطرابی. شکلِ خطرناک‌تر، چون شبیهِ کارِ درست است. هم‌زمان پنج دوره را شروع می‌کنید، هر شب دو ساعت ویدیو می‌بینید، و همه‌چیز را نیمه‌کاره رها می‌کنید. مهارت‌آموزی‌ای که از اضطراب می‌آید معمولاً پراکنده و کم‌عمق است، چون هدفش یادگیری نیست — کم‌کردنِ اضطرابِ همان شب است.

انکار. «هیچ اتفاقی نمی‌افتد، این‌ها اغراق است.» گاهی درست است، ولی وقتی از ترس بیاید، هزینه‌اش دیر پرداخت می‌شود. آزمونش ساده است: اگر با شنیدنِ خبرِ مخالف عصبانی می‌شوید، احتمالاً ارزیابی نیست، دفاع است.

تفکیکی که بیشترین تفاوت را می‌سازد

همهٔ نگرانی‌ها یک جنس نیستند و درمانشان یکی نیست. کاغذی بردارید و هر چیزی که این روزها ذهنتان را گرفته در یکی از دو ستون بگذارید.

نگرانیِ حل‌شدنی: «رزومه‌ام به‌روز نیست.» «سه سال است با کسی بیرون از شرکت حرف نزده‌ام.» «نمی‌دانم در حوزهٔ خودم چه ابزارهایی آمده.» «پس‌اندازِ سه‌ماهه ندارم.» این‌ها قدمِ بعدیِ مشخص دارند و نگرانی‌شان با اقدام کم می‌شود، نه با فکرکردن.

نگرانیِ حل‌نشدنی: «تا پنج سالِ دیگر این شغل هست؟» «آیا اصلاً حرفه‌ام معنا خواهد داشت؟» این‌ها قدمِ بعدی ندارند چون جوابشان امروز وجود ندارد. فکرکردن دربارهٔ آن‌ها حسِ کارکردن می‌دهد و هیچ خروجی‌ای ندارد؛ فقط شب را می‌خورد.

قاعده: ستونِ اول را برنامه‌ریزی کنید، ستونِ دوم را تمرینِ تحمل. و اگر ستونِ دوم رهایتان نمی‌کند، برایش وقتِ مشخصی بگذارید — پانزده دقیقه در ساعتی معین، نه نزدیکِ خواب — و بیرون از آن بازه هر بار که آمد فقط بگویید «ساعتِ شش». این تکنیک ساده به‌نظر می‌رسد و در پژوهش‌ها یکی از موثرترین‌ها برای نگرانیِ مزمن است.

چهار کارِ عملی

۱. سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که در هر سناریو ارزش دارند. به‌جای شرط‌بستن روی یک پیش‌بینی، سراغِ چیزهایی بروید که در همهٔ آینده‌های محتمل به کار می‌آیند: شبکهٔ حرفه‌ایِ زنده، توانِ توضیح‌دادنِ کارتان برای آدم‌های غیرمتخصص، و ذخیرهٔ مالی. این‌ها اضطراب را کم می‌کنند بدونِ اینکه نیاز باشد آینده را درست حدس بزنید.

۲. یک ساعتِ متمرکز، به‌جای پنج ساعتِ پراکنده. یک چیز را انتخاب کنید و سه ماه رویش بمانید. عمق، هم مفیدتر است و هم — چون حسِ پیشرفت می‌دهد — اضطراب را واقعاً کم می‌کند؛ کاری که پراکندگی هرگز نمی‌کند.

۳. مصرفِ خبر را محدود کنید. خبرهای این حوزه برای جلبِ توجه نوشته می‌شوند، نه برای تصمیم‌گیریِ شما. هفته‌ای یک بار، از یک منبعِ مشخص، کافی است. خواندنِ روزانه اطلاعاتِ بیشتری نمی‌دهد؛ فقط برانگیختگی را بالا نگه می‌دارد.

۴. هویتتان را از عنوانِ شغلی جدا کنید. این کارِ کوچکی نیست و ارزشش را دارد. بنویسید چه چیزی در کارتان برایتان مهم است — حل‌کردنِ مسئله، کمک به آدم‌ها، ساختن، دقت. این‌ها ارزش‌اند و از یک عنوانِ شغلیِ خاص بزرگ‌ترند. کسی که هویتش را روی ارزش بنا کرده، با تغییرِ ابزارها متزلزل نمی‌شود؛ کسی که آن را روی عنوان بنا کرده، می‌شود.

کِی این از نگرانیِ معمول فراتر رفته

اگر بی‌خوابیِ مداوم دارید؛ اگر تمرکزتان سرِ همان کاری که هنوز دارید به‌هم ریخته؛ اگر بی‌قراریِ بدنی و علائمِ جسمی — تپشِ قلب، دلِ‌درد، فکِ سفت — همراهی می‌کند؛ یا اگر بی‌لذتیِ فراگیر دارید نه فقط نگرانیِ شغلی — این‌ها نشانهٔ اختلالِ اضطرابی یا افسردگی‌اند، نه واکنشِ متناسب به یک وضعیتِ مبهم، و ارزیابیِ حرفه‌ای لازم دارند.

و یک چیز را صریح بگویم: هیچ‌کس جوابِ قطعی ندارد. کسی که با اطمینانِ کامل می‌گوید شغلِ شما از بین می‌رود یا نمی‌رود، بیشتر از آنچه می‌داند حرف می‌زند. کارِ روان‌شناختیِ این دوره پیداکردنِ آن جواب نیست — یاد گرفتنِ زندگی‌کردن بدونِ آن است.

پرسش‌هایِ کوتاه

چطور با ترس از بی‌کار شدن به‌خاطرِ هوشِ مصنوعی کنار بیایم؟

نخستین قدم، تفکیکِ دو چیزی است که معمولاً به‌هم می‌ریزند: بخشی از این نگرانی، مسئله‌ی قابلِ برنامه‌ریزی است (مهارت، پس‌انداز، مسیرِ شغلی) و بخشی، ابهامی است که هیچ برنامه‌ای رفعش نمی‌کند. تلاش برای حلِ بخشِ دوم با ابزارِ بخشِ اول — یعنی خواندن و جست‌وجویِ بی‌پایان — همان چیزی است که اضطراب را زنده نگه می‌دارد.

یادگرفتنِ مهارتِ جدید این اضطراب را کم می‌کند؟

تا حدی، و مشروط. اگر یادگیری از جنسِ اقدامِ هدفمند باشد، هم مفید است هم آرام‌کننده. اما وقتی به مصرفِ بی‌پایانِ محتوا تبدیل شود — دوره پشتِ دوره، بدونِ اینکه چیزی ساخته یا اجرا شود — کارکردش عوض می‌شود و به شکلِ دیگری از اطمینان‌جویی بدل می‌گردد که هر بار کوتاه‌تر اثر می‌کند.

این اضطراب کِی از حدِ طبیعی می‌گذرد؟

وقتی خواب یا تمرکزتان را چند هفته به‌هم زده، وقتی بخشِ زیادی از روزتان صرفِ خواندن و بررسیِ همین موضوع می‌شود، یا وقتی از تصمیم‌های شغلیِ معمول هم ناتوان شده‌اید. نشانه‌ی دیگر، سرایتِ آن به حوزه‌های بی‌ربط است: بدبینیِ کلی به آینده، فراتر از مسئله‌ی شغل.

دوره‌ای مرتبط در گُدار

دورهٔ اضطرابِ آینده و نااطمینانی

برایِ کسی که ذهنش مدام سناریوی بد می‌سازد، پیش از هر تصمیم دنبالِ قطعیتِ صددرصد می‌گردد، و بابتِ اتفاق‌هایی نگران است که هنوز نیفتاده‌اند. اگر اضطرابتان حمله‌ی پانیک است نه نگرانیِ مزمن، مسیرِ متفاوتی لازم دارید.

شروعِ این دوره ←

ادامهٔ این موضوع در گُدار

تازه‌ترین مقاله‌ها

هم‌رسانی:تلگرامواتساپ

← همهٔ مقاله‌ها

اگر گُدار را دنبال می‌کنید، آن را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید تا مطالبش را در جست‌وجو بیشتر ببینید.

گُدار را به منابعِ ترجیحیِ گوگل اضافه کنید
ورود به اپِ گُدار ←